ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - طوفان ملاحم و فتن و چالش هاى فراروى مؤمنان
امام محمّدباقر (ع) هم درباره شرايط سالهاى قبل از ظهور فرمودند:
«قائم قيام نمىكند؛ مگر پس از وحشت شديد، زلزلهها، فتنهها و بلاهاى فراگيرى كه بر مردم چيره شود و طاعونى پيش از آنها شايع شود و شمشير برندهاى در ميان عرب پديد آيد و اختلاف در ميان مردم افتد و امور مذهبى مردم مختل شود و حالشان دگرگون گردد و هر صبح و شام آرزوى مرگ كنند و آن در اثر طغيان و پردهدرى مردم است كه به خون يكديگر تشنه مىشوند و خون همديگر را مىخورند.»[١]
رسول اكرم (ص) مىفرمايند:
«در آن ايام، قلب مؤمن در درون خود آب مىشود؛ آنچنانكه نمك در آب ذوب مىشود؛ زيرا منكرات را مىبيند و قدرت جلوگيرى و تغيير آن را ندارد. مؤمن در ميان آنها، با ترس و لرز راه مىرود كه اگر حرف بزند، او را مىخورند و اگر ساكت شود، از غصّه مىميرد (دق مىكند.)»[٢]
اميرمؤمنان، على (ع) مىفرمايند:
«براى صاحب امر، غيبتى هست كه در آن زمان، اگر كسى به دين خود چنگ بزند، مانند كسى است كه بخواهد خارهاى گون را با دست بكند و تميز كند! آيا يكى از شما قادر است كه خارهاى گون را با دست بگيرد [تا چه رسد كه با دست آنها را بكند]؟»[٣]
مفضّلبن عمر مىگويد از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود:
«از شهره شدن بپرهيزيد. آگاه باشيد به خدا سوگند! امام ما ساليانى از روزگار شما غيبت مىگزيند و يقيناً شما [در امتحان مختلف] آزموده مىشويد، تا اينكه گويند: او درگذشت، كشته شد، نابود شد، به كدامين وادى رفته؟ چشمان مؤمنان در فراقش اشكبار است و همچون كشتىها در امواج دريا بدين سو و آن سو مىرويد. پس [در آن هنگامه] كسى [از انحراف و هلاكت] رهايى نمىيابد؛ مگر آن كسى كه خدا از او پيمان ستانده و در دلش ايمان نگاشته است ...»[٤]
امام جعفر صادق (ع) در روايت ديگرى چنين مىفرمايد:
«دوستان او در زمان غيبتش خوار و زبون مىشوند، سرهاى آنها چون سرهاى ترك و ديلم هديه فرستاده مىشود، آنها كشته مىشوند، سوزانيده مىشوند و تا زنده هستند با ترس و وحشت و اضطراب زندگى مىكنند. زمين از خون آنها گلگون مىشود، ناله و فرياد در ميان زنهاى آنها آشكار مىشود، آنها دوستان واقعى من هستند.
من به وسيله آنها، امواج فتنههاى تيره و تار را كه چون تيرگى شب در افق زندگى ظاهر مىشود، دفع مىكنم و به وسيله آنها، اضطرابات را رفع مىكنم و سختىها و گرفتارى ها را كشف مىكنم. بر آنهاست صلوات و رحمت از پروردگارشان و آنها هستند هدايتيافتگان.»[٥]
امام صادق (ع) در روايتى ديگر مىفرمايند:
«مؤمنان به شدّت مبتلا مىشوند تا خداوند آنها را مورد آزمايش قرار دهد، كه خداوند آنها را از بلاها و تلخىهاى دنيا امان نداده است؛ بلكه آنها را از كورى و شقاوت آخرت امان داده است كه حسينبن على (ع) در روز عاشورا، كشتههاى خود را روى يكديگر قرار مىداد و مىگفت: كشتههاى ما كشتههاى پيامبران و آلپيامبران است.»[٦]
امام باقر (ع) هم مىفرمايند:
«آن فرجى كه شما انتظار مىكشيد واقع نمىشود؛ مگر بعد از آنكه شما چون بز ذبح شده باشيد كه ديگر قصّاب اعتنايى نمىكند كه دست به كدام عضو آن بزند! آرى ستمگران شما را ارجى نمىنهند و شما پناهگاهى پيدا نمىكنيد كه امر خود را به او مستند سازيد.»[٧]
همچنين مىفرمايند:
«اين سخنان قلبهاى شما را مشمئز مىكند، دل مردمان از اين حرفها تنگ مىشود، شما متن گفتار ما را به آنها القاء كنيد، هر كس آنها را بپذيرد، براى او بيشتر نقل كنيد و هركس رد كند، او را ترك كنيد. به ناچار فتنهاى به پا خواهد شد كه هرگونه دوستى و خويشى از بين خواهد رفت. در آن فتنه بزرگ، همه سقوط مىكنند؛ حتّى آدم حاذقى كه بتواند يك تار مو را به دو نيم تقسيم كند، در آن امتحان الهى رفوزه مىشود، جز ما و شيعيان خالص ما كسى نمىماند.»[٨]
\*\*\*\*\*\*
با استعانت از حضرت مولانا و حجّتنا حضرت صاحب الزّمان (ع)، در هر شماره از نشريه موعود، يكى از چالشهاى فراروى مؤمنان را در عصر غيبت مورد بررسى و مطالعه قرار مىدهيم. اميد كه هر يك از ما، متناسب با موقعيت و امكانمان، متذكّر وقايع جارى و سخت فرارو شويم. انشاءالله.
پىنوشتها:
[١]. سوره روم، آيه ٤١.
[٢]. سوره اعراف، آيه ٩٦.
[٣]. ابن بابويه، محمّدبن على، «كمال الدّين و تمام النّعمه»، تهران، اسلاميه، چاپ دوم، ١٣٩٥ ق.، ج ١، ص ٢٨٧.
[٤]. مقدّسى شافعى سلمى، يوسفبن يحيى، «عقد الدّرر»، قم، مسجد مقدّس جمكران، ص ٣٧.
[٥]. ديلمى، حسنبن محمّد، «إرشاد القلوب إلى الصواب»، قم، الشريف الرّضى، چاپ اوّل، ١٤١٢ ق.، ج ١، ص ٧١.
[٦]. كاظمى، مصطفى بن ابراهيم، «بشارة الاسلام»، بيروت، مؤسسة البلاغ، ص ٣٦.
[٧]. ابن طاووس، على بن موسى، «التّشريف بالمنن فى التّعريف بالفتن»، همان، ص ١١٠.
[٨]. ابنطاووس، عليبن موسى، «التّشريف بالمنن فى التّعريف بالفتن»، همان، ص ٦٨؛ به نقل از فتن ابن حمّاد.
[٩]. ابن ابىزينب، محمّدبن ابراهيم، «الغيبه»، همان، ص ٢٣٥؛ مجلسى، محمّدباقر، «بحارالانوار»، ج ٥٢، ص ٣٤٨.
[١٠]. قمى، على بن ابراهيم، «تفسير القمى»، قم، دارالكتاب، چاپ سوم، ١٤٠٤ ق.، ج ٢، ص ٣٠٤.
[١١]. كلينى، محمّدبن يعقوب، «الكافى»، همان، ج ١، ص ٣٣٥.
[١٢]. همان، ج ١، ص ٣٣٦.
[١٣]. طبرسى، فضل بن حسن، «إعلام الورى بأعلام الهدى»، قم، آل البيت، چاپ اوّل، ١٤١٧ ق.، ج ٢، ص ١٧٧.
[١٤]. ابن أبى زينب، محمّدبن ابراهيم، «الغيبه»، تهران، چاپ اوّل، ١٣٩٧ ق.، ص ٢١١.
[١٥]. كلينى، محمّدبن يعقوب، «الكافى»، همان، ج ٨، ص ٢٦٣.
[١٦]. همان، ج ١، ص ٣٧٠.