ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و هشتاد و پنجم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
طوفان ملاحم و فتن و چالش هاى فراروى مؤمنان
٤ ص
(٤)
گلستانه
٧ ص
(٥)
صلاى عدل
٧ ص
(٦)
موعودى كه در راه است
٧ ص
(٧)
ديدگاه ها درباره چرايى غيبت
٨ ص
(٨)
معنا و مفهوم غيبت
٨ ص
(٩)
سلاح حضرت به هنگام قيام
١٢ ص
(١٠)
چگونگى مقابله شمشير با سلاح هاى پيشرفته
١٣ ص
(١١)
آثار نقل علائم ظهور
١٧ ص
(١٢)
پرونده ويژه بحران گرسنگى در دنيا
١٨ ص
(١٣)
نگاهى به بحران گرسنگى در جهان، حقايق و آمار
١٩ ص
(١٤)
آمار و ارقام فقر و گرسنگى در سال 2013 م
١٩ ص
(١٥)
كودكان و گرسنگى
٢٠ ص
(١٦)
آيا كشورها غذاى كافى براى تغذيه همگان توليد مى كنند؟
٢٠ ص
(١٧)
علل گرسنگى چه مى باشد؟
٢٠ ص
(١٨)
پس چرا بسيارى از مردم فقيرند؟
٢٢ ص
(١٩)
هشدار سازمان ملل متّحد در مورد گسترش بحران موادّ غذايى جهان در سال 2013 م
٢٢ ص
(٢٠)
آمار گرسنگى و فقر آمريكا
٢٤ ص
(٢١)
فقر
٢٤ ص
(٢٢)
نرخ ناامنى غذايى خانوارها در ده ايالت بحرانى
٢٤ ص
(٢٣)
استفاده از كمك هاى غذايى اضطرارى و برنامه هاى كمك غذايى دولت فدرال
٢٤ ص
(٢٤)
آمار گرسنگى كودكان
٢٥ ص
(٢٥)
برنامه ناامن غذايى
٢٥ ص
(٢٦)
امنيت غذايى
٢٦ ص
(٢٧)
ايمنى غذايى
٢٦ ص
(٢٨)
آلودگى موادّ غذايى به فلزّات سنگين
٢٧ ص
(٢٩)
امنيت غذايى از نگاه بانك جهانى
٢٧ ص
(٣٠)
چشم انداز آينده
٢٧ ص
(٣١)
سه چالش غذايى عمده جهان از نگاه دويچه بانك
٢٧ ص
(٣٢)
چالش اوّل
٢٧ ص
(٣٣)
چالش دوم
٢٧ ص
(٣٤)
چالش سوم
٢٧ ص
(٣٥)
يك ميليارد گرسنه در جهان داريم
٢٨ ص
(٣٦)
بحران جهانى غذا و كشاورزى
٢٨ ص
(٣٧)
گزارشى از بحران غذايى در كشورهاى جهان
٣٢ ص
(٣٨)
بحران غذا در جهان
٣٣ ص
(٣٩)
نامه اى به دبير كلّ سازمان ملل متّحد
٣٥ ص
(٤٠)
آيا در رنج بودن ميليون ها انسان در جلوى چشمان حاكمان بيدرد جاى تامل ندارد؟
٣٥ ص
(٤١)
بحران هاى جهانى زاييده سياست هاى نادرست قدرت هاى بزرگ هستند
٣٦ ص
(٤٢)
بحران غذا و جان گرسنه
٣٧ ص
(٤٣)
كاهش بهاى نفت خام
٣٧ ص
(٤٤)
بحران مالى
٣٨ ص
(٤٥)
كمك هاى نقدى
٣٩ ص
(٤٦)
جلوه هاى آخرالزّمانى زندگى هاى ما
٤٠ ص
(٤٧)
زنان حيرت زده آخرالزّمان
٤٣ ص
(٤٨)
حيرت زدگى اقشار مختلف اهل آخرالزّمان
٤٣ ص
(٤٩)
حاكمان و فرمانروايان
٤٣ ص
(٥٠)
علما و تعامل مردم با آنان
٤٣ ص
(٥١)
قاريان قرآن، عوام متدين و متشرّعان عبادت پيشه
٤٤ ص
(٥٢)
قاضيان
٤٤ ص
(٥٣)
مديران و كارمندان نهادهاى اجتماعى
٤٤ ص
(٥٤)
سرمايه داران و ثروتمندان و تعامل مردم با آنان
٤٤ ص
(٥٥)
كسبه، فروشندگان و خريداران
٤٤ ص
(٥٦)
توسّل به مادر امام زمان (ع)
٤٥ ص
(٥٧)
توسّل به حضرت نرجس خاتون مادر امام زمان (ع)
٤٥ ص
(٥٨)
فلسفه امنيتى، اطلاعاتى سرويس هاى پيام رسان فورى
٤٦ ص
(٥٩)
بيان مطلب
٤٦ ص
(٦٠)
نتيجه گيرى
٥٠ ص
(٦١)
كشورى با كمتر از 5% جمعيت جهان 80% آرامبخش هاى دنيا را مصرف مى كند
٥٢ ص
(٦٢)
رؤياى آمريكايى سال هاست كه مرده است
٥٢ ص
(٦٣)
چرا رؤياى آمريكايى مرده است؟
٥٢ ص
(٦٤)
مردم آمريكا ياد گرفته اند براى رفع هر مشكلى، به سراغ قرص بروند
٥٤ ص
(٦٥)
چرا آمريكايى هاى «مرفّه» اين همه آرام بخش مصرف مى كنند؟
٥٤ ص
(٦٦)
يكى از آثار افزايش اعتياد به آرام بخش ها، تولّد يك نوزاد معتاد
٥٥ ص
(٦٧)
آمريكا معتادترين كشور دنياست؛ امّا چرا؟
٥٥ ص
(٦٨)
آمارهايى از يك ملّت معتاد به دارو
٥٦ ص
(٦٩)
چگونه خوشبختى آمريكايى ها قربانى مى شود
٥٧ ص
(٧٠)
سندرم خودشيفتگى و بحران روحى در رسانه هاى اجتماعى
٥٨ ص
(٧١)
نياز به احساس تعلّق!
٥٩ ص
(٧٢)
بهاى شهرت در رسانه هاى اجتماعى
٦٠ ص
(٧٣)
خانواده خوشبخت
٦٢ ص
(٧٤)
خوانندگان عزيز!
٦٢ ص
(٧٥)
ماه پرى چهره
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - معنا و مفهوم غيبت

حجّت الاسلام و المسلمين جعفر ناصرى: شايد تعبير صحيح اين باشد كه غيبت امام زمان (ع) را «عدم ظهور حضرت» بدانيم و نه «عدم حضور ايشان» و در روايات متعدّدى كه بعضى از آنها در «يوم‌الخلاص» آمده است، غيبت را تشبيه به خورشيد در پشت ابر كرده‌اند.[١]

امام (ع) در زمان غيبت، همچون خورشيدى است در پشت ابر كه نظام خلقت از او بهره مى‌برند؛ هم از نور او و هم از حرارت او. ولى او پيدا نيست؛ همانند خورشيدى است در پس ابر. به تعبير خواجه نصير طوسى كه مى‌فرمايد: «وجوده لطف و غيبته منّا» اين غيبت از ناحيه ماست.

در روايات مكرّر نقل شده است كه ايشان در بين مردم رفت و آمد دارند؛ ولى مردم ايشان را نمى‌شناسند. در جريان تشرّف على ابن مهزيار به خدمت حضرت آمده است، او وارد چادرى كه حضرت در آن نشسته بودند، شد. ابتدا حضرت اظهار اشتياق نمودند كه چرا دير آمدى؟ در صورتى كه على بن مهزيار بيست سفر به حج و فقط براى ديدار حضرت مشرّف شده بود. عرض كرد: يابن رسول الله! كسى را نيافتم كه مرا به سمت شما راهنمايى كند!

حضرت در اين هنگام، با انگشت سبابه به سمت زمين اشاره مى‌كردند و وقتى على بن مهزيار اين جمله را گفت، فرمودند: «خير، دليل عدم تشرّف شما نزد ما اين نيست كه راهنمايى نبود، بلكه شما شيعيان درصدد جمع آورى مال بوديد: «وَ لَكِنَّكُمْ كَثَّرْتُمُ الْأَمْوَالَ.» نهايتاً اينكه امام زمانى (ع) نبوديد.

از همين قضيه متوجّه مى‌شويد كه مسئله تشرّف خدمت حضرت چقدر حسّاس است؛ يعنى چه كسى است كه درصدد زياد كردن مال نباشد و به جاى زياد كردن مال، درصدد زياد كردن محبّت حضرت در دل خود باشد؟!

جمله اوّل حضرت اين بود و بعد فرمودند: «قَطَعْتُمُ الرَّحِمَ الَّذِى بَيْنَكُمْ؛[٢] يعنى صله رحم به جا نياورديد.» كه اين جمله اهمّيت صله رحم را مى‌رساند؛ يعنى كه ارتباط عاطفى بين خود را مراعات نكرديد و اين جمله گويا اشاره به آن است كه حضرت دوست دارند ميان تمام رحم، اقوام و خويشان فراموش نكنيم همه مؤمنان به نحوى خويشاوندند با هم بايد روابط عاطفى بالايى وجود داشته باشد و در مشكلات يكديگر را فراموش نكنند.

اين غيبت در انبياى گذشته نيز بوده است و مدتى «عزلت» انتخاب مى‌كردند. اتّفاقاً در روايتى هست كه غيبت را با تعبيرى از عزلت آورده است؛[٣] يعنى تمام آثار وجودى حضرت هست و مردم از دعاى حضرت و نگاه حضرت استفاده مى‌كنند، الّا آنكه نمى توانند به محضر آن بزرگوار برسند، مگر افرادى خاص؛ چرا كه خدمت حضرت رسيدن كار بسيار بزرگى است.

پى‌نوشت‌ها:


[١]. سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ قَالَ سَمِعْتُ سَيِّدَ الْعَابِدِينَ عَلِى بْنَ الْحُسَيْنِ (ع) يَقُولُ: «فِى الْقَائِمِ مِنَّا سُنَنٌ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ سُنَّهٌ مِنْ أَبِينَا آدَمَ (ع) وَ سُنَّهٌ مِنْ نُوحٍ وَ سُنَّهٌ مِنْ إِبْرَاهِيمَ وَ سُنَّهٌ مِنْ مُوسَى وَ سُنَّهٌ مِنْ عِيسَى وَ سُنَّهٌ مِنْ أَيُّوبَ وَ سُنَّهٌ مِنْ مُحَمَّدٍ (ص) فَأَمَّا مِنْ آدَمَ وَ نُوحٍ فَطُولُ الْعُمُرِ وَ أَمَّا مِنْ إِبْرَاهِيمَ فَخَفَاءُ الْوِلَادَهِ وَ اعْتِزَالُ النَّاسِ وَ أَمَّا مِنْ مُوسَى فَالْخَوْفُ وَ الْغَيْبَهُ وَ أَمَّا مِنْ عِيسَى فَاخْتِلَافُ النَّاسِ فِيهِ وَ أَمَّا مِنْ أَيُّوبَ فَالْفَرَجُ بَعْدَ الْبَلْوَى وَ أَمَّا مِنْ مُحَمَّدٍ (ص) فَالْخُرُوجُ بِالسَّيْف.» ( «كمال الدّين و تمام النعمه»، ج ١، ص ٣٢٢).

[٢]. قَالَ جَابِرٌ فَقُلْتُ لَهُ يَا رَسُولَ اللهِ فَهَلْ يَقَعُ لِشِيعَتِهِ الِانْتِفَاعُ بِهِ فِى غَيْبَتِهِ فَقَالَ (ع) إِى وَ الَّذِى بَعَثَنِى بِالنُّبُوَّهِ إِنَّهُمْ يَسْتَضِيئُونَ بِنُورِهِ وَ يَنْتَفِعُونَ بِوَلَايَتِهِ فِى غَيْبَتِهِ كَانْتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ وَ إِنْ تَجَلَّلَهَا سَحَابٌ؛

جابر گويد: گفتم: يا رسول الله! آيا در غيبت او براى شيعيانش انتفاعى هست؟ فرمودند: «آرى، قسم به خدايى كه مرا به نبوّت مبعوث فرمود به نور او استضائه مى‌كنند و به ولايت او در دوران غيبتش منتفع مى‌شوند مانند انتفاع مردم از خورشيدى كه در پس ابر است.» ( «كمال الدّين و تمام النعمه»، ج ١، ص ٢٥٣)

[٣]. سوره يونس (١٠)، آيه ٢٠.

[٤]. شيخ صدوق، «كمال الدّين و تمام النعمه»، ج ٢، ص ٣٤٠: الْغَيْبُ فَهُوَ الْحُجَّهُ الْغَائِب.

[٥]. سوره بقره (٢)، آيه ٣.

[٦]. «التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكرى (ع)»، ص ٦: «يَعْنِى بِمَا غَابَ عَنْ حَوَاسِّهِمْ- مِنَ الْأُمُورِ الَّتِى يَلْزَمُهُمُ الْإِيمَانُ بِهَا، كَالْبَعْثِ [وَ النُّشُورِ] وَ الْحِسَابِ وَ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ، وَ تَوْحِيدِ اللهِ تَعَالَى وَ سَائِرِ مَا لَا يُعْرَفُ بِالْمُشَاهَدَهِ.»

[٧]. راغب اصفهانى، «مفردات القرآن»، ص ٣٦٦.

[٨]. شيخ طوسى، «تفسير تبيان»، ج ١، ص ٥٥.

[٩]. امين الاسلام، طبرسى، «مجمع البيان»، ج ١، ص ١٢١.

[١٠]. «الكافى»، ج ١، ص ٣٣٨.

[١١]. «فرائدالسمطين»، ج ٢، ص ٣٣٥.

[١٢]. «سَيِّدِى غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادِى وَ ضَيَّقَتْ عَلَى مِهَادِى وَ أَسَرَتْ مِنِّى رَاحَهَ فُؤَادِى»، شيخ صدوق، «كمال الدّين و تمام النعمه»، ج ٢، ص ٢٥٣.

[١٣]. قَالَ جَابِرٌ فَقُلْتُ لَهُ يَا رَسُولَ اللهِ فَهَلْ يَقَعُ لِشِيعَتِهِ الِانْتِفَاعُ بِهِ فِى غَيْبَتِهِ فَقَالَ (ص) إِى وَ الَّذِى بَعَثَنِى بِالنُّبُوَّهِ إِنَّهُمْ يَسْتَضِيئُونَ بِنُورِهِ وَ يَنْتَفِعُونَ بِوَلَايَتِهِ فِى غَيْبَتِهِ كَانْتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ وَ إِنْ تَجَلَّلَهَا سَحَابٌ؛

جابر گويد: گفتم: يا رسول الله! آيا در غيبت او براى شيعيانش انتفاعى هست؟ فرمودند: آرى، قسم به خدايى كه مرا به نبوّت مبعوث فرمود به نور او استضائه مى‌كنند و به ولايت او در دوران غيبتش منتفع مى‌شوند مانند انتفاع مردم از خورشيدى كه در پس ابر است. ( «كمال الدّين و تمام النعمه»، ج ١، ص ٢٥٣).

[١٤]. «... قَالَ لِى: لَمْ نَجِدْ أَحَداً يَدْلُّكَ؟ ثُمَّ نَكَثَ بِإِصْبَعِهِ فِى الْأَرْضِ، ثُمَّ قَالَ: لَا وَ لَكِنَّكُمْ كَثَّرْتُمُ الْأَمْوَالَ، وَ تَجَبَّرْتُمْ عَلَى ضُعَفَاءِ الْمُؤْمِنِينَ، وَ قَطَعْتُمُ الرَّحِمَ الَّذِى بَيْنَكُمْ، فَأَى عُذْرٍ لَكُمْ الْآنَ؟ فَقُلْتُ: التَّوْبَهَ التَّوْبَهَ، الْإِقَالَهَ الْإِقَالَهَ.

ثُمَّ قَالَ: يَا ابْنَ الْمَهْزِيَارِ، لَوْ لَا اسْتِغْفَارُ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ لَهَلَكَ مَنْ عَلَيْهَا إِلَّا خَوَاصَّ الشِّيعَهِ الَّذِينَ تُشْبِهُ أَقْوَالُهُمْ أَفْعَالَهُمْ.» (محمّد بن جرير طبرى آملى، «دلائل الإمامه»، ص ٥٤٢.).

[١٥]. «... قَالَ لِى: لَمْ نَجِدْ أَحَداً يَدْلُّكَ؟ ثُمَّ نَكَثَ بِإِصْبَعِهِ فِى الْأَرْضِ، ثُمَّ قَالَ: لَا وَ لَكِنَّكُمْ كَثَّرْتُمُ الْأَمْوَالَ، وَ تَجَبَّرْتُمْ عَلَى ضُعَفَاءِ الْمُؤْمِنِينَ، وَ قَطَعْتُمُ الرَّحِمَ الَّذِى بَيْنَكُمْ، فَأَى عُذْرٍ لَكُمْ الْآنَ؟ فَقُلْتُ: التَّوْبَهَ التَّوْبَهَ، الْإِقَالَهَ الْإِقَالَهَ.

ثُمَّ قَالَ: يَا ابْنَ الْمَهْزِيَارِ، لَوْ لَا اسْتِغْفَارُ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ لَهَلَكَ مَنْ عَلَيْهَا إِلَّا خَوَاصَّ الشِّيعَهِ الَّذِينَ تُشْبِهُ أَقْوَالُهُمْ أَفْعَالَهُمْ.» (محمّد بن جرير طبرى آملى، «دلائل الإمامه»، ص ٥٤٢.).