ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - برنامه ريزى نفوذ از كودكستان تا دانشگاه
اين واقعيات است كه مىبينيم يكى از مبشّران مسيحى توصيه مىكنند:
ما بايد در تمام مسير تبشير، تربيت مسيحى را بين كودكان جهان اسلام پىريزى كنيم. كار ما روشى برخلاف محيط است. ما بايد وسايل مخلتفى را در دست داشته باشيم و عمده فعّاليت خود را در كشورهاى اسلامى صرف كنيم. ما بايد اطفال را قبل از بلوغ به مسيحيت بكشانيم و قبل از اينكه فرهنگ اسلامى در روح اطفال شكل گيرد، روح آنان را تسخير كنيم. از اين رو اوّلين مبشّر مسيحى، مدسه است.»[١]
نگاهى به سرودهايى كه در ميان كودكان رواج دارد و بيشتر براى بازىهاى كودكانه و در كودكستان ترويج مىشود، اكثراً محتوايى غيردينى و پوچ دارند و تلاش براى ترويج جشن كريسمس و بابانوئل ميان خانوادههاى مسلمان، جزيى از همين پروژه فرهنگى است. در جاى ديگرى، يكى از مبشّران مسيحى در مورد كودكستانهايى كه با عنوان «باغ كودك» راهاندازى شده بود، مىنويسد: باغ كودك، پايگاه مهمّ تبشير است، زيرا تعليمات كليسايى در اينگونه مؤسّسات، راه باز شدهاى براى تبشير و استخدام افكار است، آنان كه رياست باغ كودك را دراختيار دارند، ارتباطشان با دانشآموزان بيشتر از مدارس عالى است و همچنين تعليمات ابتدايى، بهترين وسيله تبشير است؛ زيرا بدين وسيله راه تبشير به روى روستاها و شهرهاى مختلف باز مىگردد. زيرا روستاها محتاج مدارس ابتدايى هستند و از طرفى در مدارس ابتدايى مبشّران مىتوانند به افكار دانشآموزان نزديك گردند و افكارشان تحت تأثير كلمات القا شده واقع شود، در صورتى كه در دانشكدهها چنين نيست. آموزگاران كودكان مىتوانند به پدر و مادر و بستگان آنان نزديك گردند و بهترين راههاى سودبخش براى مبشّران از طريق مدراس ابتدايى بوده است.[٢]
البتّه اهمّيت آموزش عالى در نظر مبشّران كمتر از ساير مراحل تعليم نيست؛ زيرا در اين مرحله آنان به طبقات روشنفكر و تحصيلكرده نزديك مىشوند. نزديكى به طبقات روشنفكر اين امكان را به مسيحيت مىدهد كه از راه رسوخ افكار خود در تفكّر روشنفكران، مسائل مدّ نظر خود را به جامعه مسلمان منتقل و به آنان القا كنند.
از طرف ديگر با نفوذ در آموزش عالى كشورهاى اسلامى، در رهبران جوامع اسلامى و نسل آينده نفوذ مىكنند و از اينروست كه دنياى مسيحيت تمايل زيادى به راهاندازى و اداره مراكز آموزش عالى يا نفوذ در دانشگاههاى كشورهاى مسلمان را دارد.
سيستم آموزشى كه مسيحيت براى اداره مدارس خود در نظر گرفته بود، شامل سيستم تمام وقت و شبانهروزى و سيستم نيمهوقت مىشد. در سيستم تماموقت، دانشآموزان براى مدّت معيّنى تحت نظارت مدرسه قرار مىگيرند و حتّى در تعطيلات تابستان نيز در همان مدرسه حضور دارند و تنها در روزهاى خاصّى مىتوانند با اولياى خود ديدار داشته باشند. از اين مدارس در كشور ايران نيز وجود داشته و تحت عنوان «آموزشگاه ايران بيتيل» اداره مىگرديد. در اين مدارس دانشآموزان همه روزه مجبور بودند كه متونى از «انجيل» را قرائت كنند. در برخى موارد به عنوان نمونه در كشور «كنيا»، تا مدّتى اولياى دانشآموزان مسلمان مجبور بودند به خاطر پذيرش فرزندانشان در مدرسه، نام مسيحى براى فرزندان خود انتخاب كنند.
يكى از مؤثّرترين تاكتيكهايى كه مبلّغان مسيحى براى پيشبرد اهداف خود به كار مىبردند، جذب، تربيت و پرورش فرزندان رؤسا، پادشاهان و افراد با نفوذ سرزمينهاى اسلامى بود و اين در حقيقت سرمايهگذارى براى آينده كشورها به حساب مىآمد. اگر كليسا مىتوانست در كشورهاى مسلمان، به خصوص آفريقايى، رؤساى قبايل پادشاهان يا افراد با نفوذ قبيلهاى را مسيحى كند، همه يا بيشترين افراد قبيله از آنها تبعيّت مىكردند؛ از طرفى نفوذ در دستگاه اين افراد مىتوانست سبب كمتر شدن مشكلات پيشروى تبليغ و راهگشا باشد.
از روشهايى كه كليسا در سالهاى اوّل گشايش مدارس خود به كار مىبرد و به خوبى از آنها بهره مىجست، شيوه رايگان كردن امكانات مدرسه، لوازمالتّحرير و غذاى رايگان در مدرسه بود، آنان به اين وسيله، نظر مساعد خانوادهها و دانشآموزان را جلب كرده و در سالهاى ديگر، پس از آنكه تا حدود زيادى در جذب دانشآموزان موفّق مىشدند، اين شيوه را كنار مىگذاردند.[٣]
يكى از مسائلى كه باعث تبليغ براى مدارس مسيحيت مىشد، آموزش زبان لاتين يا يكى از زبانهاى خارجى به دانشآموزان يا تعليم دانشآموزان توسط معلّمان و اساتيد خارجى بود كه باعث اشتياق خانوادهها به ثبتنام فرزندانشان در اين مدارس مىگرديد.
... اعطاى بورس تحصيلى به مسلمانان براى تحصيل در مراكز آموزش عالى كشورهاى مسيحى نيز از جمله مواردى است كه به منظور جذب نخبگان و انجام فعّاليتهاى تبليغى بر روى آن صورت مىپذيرد.[٤]
پىنوشتها:
[١]. مسيحيت به نقل از محمّد پيامبر و سياستمدار، وات مونتگمرى، اسماعيل والىزاده، ص ٧٠.
[٢]. همان، صص ٧٢- ٧١.
[٣]. خاطرات سياسى تاريخى مستر همفر در كشورهاى اسلامى، ص ١٤١.
[٤]. برگرفته از بررسى شيوههاى تبليغاتى مسيحيت، صص ١٦٨- ١٦٤.
[٥]. همان، صص ٧٩- ٨١.
[٦]. همان، صص ٢١٩- ٢١٦.
[٧]. نقش كليسا در ممالك اسلامى مصطفى خالد، عمر فروغ، مصطفى زمانى، صص ٩٢- ٩١.
[٨]. بررسى شيوههاى تبليغاتى مسيحيت، ص ٢٢٨.
[٩]. همان، صص ٩٠- ٨٧.