خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت - كريمى جهرمى، على - الصفحة ٧٣ - علاقه خاص مرحوم آقاى حاج شيخ به حضرت آية الله العظمى گلپايگانى
با اين جمله مخصوص، هم مقام اجتهاد و هم مرتبه عاليه عدالت اين دو بزرگوار را تصديق فرمودهاند.
چنين به خاطر دارم كه مرحوم آقاى حاج انصارى قمى خطيب پرمايه و توانا در منبر مىگفتند: اراكيها آمده بودند خدمت آقاى حاج شيخ عبد الكريم و تقاضا ميكردند كه ايشان اقاى گلپايگانى را به اراك بفرستند تا عهدهدار امور روحانى آنجا شوند ايشان در جواب فرموده بودند: من ميخواهم او را آقاى دنيا بكنم شما ميخواهيد او را آقاى اراك بكنيد؟ و خلاصه تقاضاى آنان را رد كرده بودند.
استعداد و جديّت در تحصيل و علميت و تقوى، اين شاگرد را در نظر استاد بالا برده بوده كه وى را جزء حواريون خاص خود قرار داده و عنايت مخصوص درباره وى بذل مىكردهاند و جزء اصحاب استفتاء خود قرار داده بودند و تصحيح كتاب صلاة خود را به عهده ايشان و يكى ديگر از شخصيتهاى علمى يعنى حضرت آية اللّه العظمى اراكى گذارده بودند و يك وقتى آقاى اراكى دام ظله العالى به خود بنده فرمودند كه كتاب صلوة را من با آقاى گلپايگانى تصحيح و مقابله مىكرديم.
بلكه مرجع عظيم الشأن جهان اسلام يك وقتى مىفرمودند كه در بعضى از موارد، عبارت، عبارت خود من است كه به كار رفته و نيز فرمودند كه در يك مورد عبارتى از ما، در حاشيه نوشته شده است- كه البته بنده تاكنون نتوانستم آن را تطبيق كنم و ممكن است كه اين مربوط به چاپهاى قديم باشد.
شدّت اتصال بين استاد و شاگرد چنان بوده كه آقا خودشان در هفتم ماه مبارك رمضان سنه ١٤٠٤ قمرى مىفرمودند: مرحوم آقاى حاج شيخ در اواخر عمر بسيار ناراحتى كشيدند زيرا فشار پهلوى زياد شده بود و همچنان كه ايشان راه بين مدرسه فيضيه تا منزل را طى ميكردند و از درس بر مىگشتند عدهاى از اهل علم را مىديدند كه به دست مأمورين افتاده و اينها را ميبرند تا خلع لباس كنند و از آنطرف گاهى مىشنيدند كه عدّهاى از روحانيين بعضى از بلاد در جلسهاى كه به