خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت - كريمى جهرمى، على - الصفحة ٨٣ - فاجعه فيضيه
سوّم كنار مدرس نشسته بودند.
بارى اشرار بعد از حركات وحشيانه حمله به سوى ايشان مىبرند كه عدهاى از روحانيوت و فضلاء فداكار و با شهامت و ظاهرا گروهى از بازاريان محترم و اهالى غيور قم در آنجا متمركز شده آقا را به داخل اطاق مىبرند و نيز مرحوم آقاى حاج انصارى را در كنار ايشان جا ميدهند و خود در حجره و ايوان و قسمتى از جلو ايوان به دفاع از ايشان مىپردازند.
در آنجا كمتر كسى بوده كه ناراحتى نكشيده باشد خصوصا گروهى از بستگان و اقوام و اصحاب آقا كه همگى مضروب و مجروح شدند.
آرى آن انسانهاى شريف و فداكار به استقبال مرگ رفتند و اين ضربات را به جان خود خريدند تا بتوانند جان آن مرجع بزرگ و عاليقدر را به اذن اللّه حفظ كنند و خداوند متعال هم آنان ر نوميد نساخت و به مراد خودشان رسانيد و بالمآل بعد از تحمل آنهمه درد و رنج و ضرب و آسيب موفق شدند ايشان را حفظ و نگهدارى كنند و در تاريكى شب، آن بزرگوار را به منزل رسانيدند.
نويسنده محترمى مينويسد: روز شهادت امام صادق عليه السّلام دژخيمان و چكمه پوشان بيدين شاه به دانشگاه فيضيه قم حمله كردند و در حضور چندين هزار نفر مسافر، فضاى پرمعنويت و روحانى آن دانشگاه بزرگ اسلامى را از عربدههاى كفرآميزى چون زنده باد شاه ... پر كردند.
آدمكشان شاه در آن روز تاريخى به جان طلّاب بىپناه افتادند با كارد، چاقو، سنگ، چوب و اسلحه گرم، و چتربازان و كماندوهاى شاه بىدين در غروب آن روز، آن دانشگاه مقدس را تبديل به ويرانهاى كردند و تمامى حجرات فيضيه و مدرسه دارالشفا را در هم شكستند.
در آن روز حضرت آية اللّه العظمى آقاى حاج سيّد محمد رضا گلپايگانى كه در مجلس عزاى شهاد امام صادق شركت كرده بودند مورد هجوم آن سفّاكان