خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت - كريمى جهرمى، على - الصفحة ٨٢ - فاجعه فيضيه
ديدگان پدر مىزدند، بعضى را از طبقه دوم به زير مىانداختند چنانكه بعضى براى فرار از چنگال آن نابكاران خود را از طبقه بالا به پائين و يا از پشتبام، خود را به داخل رودخانه پشت مدرسه و يا به داخل مدرسه دار الشفا انداخته بودند.
زنندهترين حركت آنان شكستن حريم مرجعيت و حمله مستقيم به سوى مرجع بزرگ شيعه حضرت آية اللّه العظمى گلپايگانى بود. البته ايشان آمادگى داشتند و هرگونه خطرى را هنگام آمدن به مدرسه فيضيه براى خود پيشبينى كرده بودند زيرا يكى از آقايان مبنريها كه صحنه شلوغكارى آن اشرار را در سخنرانى جناب آقاى آل طه ديده بود از مدرسه بيرون رفته و نزديك گذرخان به آقا برخورد نموده و عرض كرده بود: آقا صلاح نيست شما به مدرسه برويد ايشان فرموده بودند: ما از مردم دعوت كردهايم نميشود كه نرويم بايد خودمان هم برويم.[١]
معظم له خود اين جريان را بديننحو فرمودهاند: وقتى از بازارچه گذرخان وارد ميدان آستانه شدم ديدم از آنجا تا مدرسه فيضيه وسائل نقليه مأمورين در دو قسمت صف كشيده است و ميدان پر از مأمورين بود. ميدان آستانه وضع غير عادى داشت به من سفارش كردند به فيضيه نروم ولى گفتم: ميروم هرطور شد بشود.
آرى اين براستى بزرگترين نمونه ايثار و فداكارى است كه به خود نمىپذيرند كه مردم در معرض حملات اشرار واقع شوند و خودشان به خانه برگردند و از بلا مصون باشند و اين سات معنى يك انسان صادق و با حقيقت و مردمى.
ايشان هنگام ورود به مدرسه به ناحيه سمت راست مدرس- براى كسيكه روبروى دالان مدرسه بايستد- تشريف برده بودند و جلو ايوان حجره دوم و يا
[١] نهضت روحانيون ايران ج ٣ ص ٢٦٢.