خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت - كريمى جهرمى، على - الصفحة ٢٠ - خواب و خاطرههائى از فيضيه
عزادارى آنحضرت بار ديگر تجديد ميشود و اوج خواهد گرفت.
نيز درسنه ١٣٩٧ قمرى و مكررا در ماه ربيع الأول ١٤٠٥ قمرى فرمودند:
مرحوم آقاى حاج شيخ عبد الكريم بدوا در اراك تأسيس حوزه كردند و بعد به قصد زيارت سفرى به قم نمودند و در همان سفر بنا شد كه در قم بمانند و همان وقت نامهاى به من مرقوم فرمودند كه هنوز هم موجود است و در آن نامه، نوشته بودند: اگر مايليد به قم بيائيد كه نان جوى پيدا ميشود و با هم ميخوريم. من در پى نامه ايشان حركت كرده به قم آمدم چندى گذشت تا ماه مبارك رمضان فرا رسيد وضع مادى روحانيت و حوزه بسيار بد بود زيرا وجوه شرعيه به قم نمىآمد سيدى از اهل علم براى تبليغ رفته بود و خانوادهاش دچار تنگدستى وضع معيشت شده بودند. شخصى نزد من آمد و درخواست كرد كه از آقاى حاج شيخ عبد الكريم استدعا كنم كه شهريه آن سيد را بدهند. من جريان را با آقاى حاج شيخ محمد تقى بافقى كه مقسم شهريه بودند گفتم. ايشان گفتند: وجه كمى در دست است و اگر بخواهيم تقسيم كنيم نصيب و بهره هر يك از آقايان چيز كمى مثلا دو قران خواهد شد.
روز هفدهم ماه رمضان بود كه من در حجره خود در مدرسه فيضيه خوابيده بودم در خواب ديدم كه با مرحوم آقاى حاج ميرزا مهدى بروجردى رضوان اللّه عليه در همان حجره- منتهى مقدارى بزرگتر- رو به قبله نشستهايم و دو چراغ هم در حجره روشن بود ناگهان يك آقاى محترمى را ديدم كه آمد و رو به ايشان كرد و گفت: حاج ميرزا مهدى: حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايند: به شيخ عبد الكريم بگو: مضطرب نباش كه بر اثر گريههاى امام زمان، وجوه، متوجه به حوزه قم شد. من از خواب، بيدار شدم جريان خوابم را براى آقاى حاج شيخ عبد الكريم نگفتم ليكن براى مرحوم آقاى حاج ميرزا هدايت اللّه وحيد گلپايگانى نقل كردم.