مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ٥٠٠
آيهاى بگذرند كه در آن تشويق است بآن اطمينان و آرامش پيدا ميكنند و طمع مىبندند و جانهاشان از شوق تلطف بآن پر ميگشايد و آنها را نصب عين خود ميدانند، و چون بآيهاى برسند كه در آن ترس و بيم است گوش دل بدان فرا ميدهند و زفير و شهيق جهنم را در بيخ گوش خود ميدانند، از كمر (بركوع) خم شده و خداى جبّار عظيم را تمجيد ميكنند و پيشانيها و دستها و زانوها بر زمين مىگذارند (به سجده ميروند)، و از خدا نجات خود را از عذاب ميخواهند.
اما روز: بردبار، دانشمند، نيكو، متقى ميباشند، ترس از خدا آنها را چون پيكان لاغر ساخته و بيننده چون او را مىبيند بيمار پندارد ولى بيمار نيستند و ميگويند: كه در عقلش خللى آمده ولى امرى بزرگ عقل او را پر خلل ساخته، از اعمال اندك خشنود نيستند و بسيار آن را زياد نميشمارند، و خود را همواره متهم ميشمارند، و از اعمال خود ترسانند، هر گاه تزكيه و تعريف شوند ترس وجودشان را فرو گيرد ميگويد: من خود را از ديگران بهتر مىشناسم و خدا مرا بهتر مىشناسد (خداوندا مرا بآنچه ميگويند مؤاخذه مكن، و از آنچه مردم مىپندارند