مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ٦٣ - (دعاء حزين)
بسيار و شرمم اندك گشته، مولاى من كدام وحشت را بخاطر آرم؟ و كدام را از ياد ببرم؟ كه اگر غير از مرگ چيزى نبود، همان كافى بود. و حال آنكه منزلهاى بعد از مرگ بزرگتر و وحشتناكتر است، مولاى من، مولاى من، تا كى پى در پى بگويم: خشنودى و رضاى تو را ميجويم ولى صدق و وفا از من نبينى خداوندا، واى واى از هوسهائى كه بر من غالب گشته و از دشمنى كه چون سگ بر من حمله مىآورد، و از دنيائى كه براى فريبم خود آرائى نموده، و از نفس امارهايكه همواره مرا به بدى ميخواند مگر آنكه رحمت تو دستم را بگيرد.
مولايم مولايم، اگر به گناهكارى ديگر چون من رحمت آرى بر من رحمت آر، و اگر عصيان نگرى گر چون مرا بپذيرى مرا نيز بپذير، اى پذيرنده توبه، مرا بپذير، اى آنكه هميشه از تو خوبى ديدهام، اى آنكه شب و روز از نعمتهايت بهرهمندم مىسازى، در آن روزى بر من رحمت آر كه تنها و با چشمان وحشتزده سر بزير دارم و نامه عملم بگردنم آويخته و مردم همه از من دورى و بيزارى ميجويند بجان والدينم و قسم بآن كه سعى من براى اوست اگر تو بر من رحمت نياورى كه خواهد آورد، و چه كسى در قبر مونس من خواهد