نگین کرمانشاهان - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٨٢ - نماز حاجت و خريد خانه
و دعا كن بعد از اين هر چه خواستي و طلب كن حاجت خود را، آن گاه مي گذاري گونه ي راست خود را بر زمين و مي گويي در سجده خود صد مرتبه: يا مُحَمَدُ يا عَلِيُّ يا عَليُّ يا مُحَمَدُ اِكفِيانِي فَاِنَّكُما كافِيايَ وَ انصُراني فَاِنَّكُما ناصِرايَ.
سپس مي گذاري گونه چپ خود را بر زمين و مي گويي: صد مرتبه، اَدرِكني و زياد آن را تكرار مي كني. و مي گويي: اَلغَوثَ اَلغَوثَ و تكرار مي كني تا نفس تمام شود و سر از سجده بر مي داري.
پس به درستي كه خداي تعالي به كرم خود بر مي آورد حاجت تو را ان شاءالله.
به هنگامي كه به نماز و دعا مشغول بودم ؛ او بيرون رفت و بعد از فراغ از نماز نزد ابن جعفر رفتم تا از او حال اين مرد را جويا شوم كه چگونه داخل شد، ديدم درها بسته و قفل است، شگفت زده گفتم: شايد دري ديگر باشد كه من از آن بي اطلاعم، ابن جعفر قيّم را صدا زدم و از اتاق چراغ خانه (اتاقي كه در آن جا، روغن به چراغ هاي روضه مباركه مي ريخته اند) بيرون آمد ؛ سؤال از آن مرد و چگونه داخل شدنش نمودم.
گفت: همان طور كه مي بيني درها بسته و من هنوز باز نكرده ام. حكايت و قصه خود را براي او گفتم.