نگین کرمانشاهان - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥٩ - اجازات اجتهاد و روايت از علماي بزرگ /div>
در ١٤ ذی الحجه الحرام همان سال ١٣٨٠ هجری مرحوم آیت الله العظمی آقا حاج سید عبدالاعلی سبزواری به حقیر اجازه اجتهاد و حدیث مرحمت فرمودند.
در سال ١٣٧٨ هجری قمری برای زیارت خویشان و والدین کرام به کرمانشاه آمده بودیم، نامه ای از مرحوم میرزای زنجانی برای من آمد که پشت پاکت نوشته بودند، «سید الفقهاء و المجتهدین الاعلام». پدرم بی اندازه خرسند و برای ناچیز خیلی دعا فرمودند، چون برای تعبیرات مرحوم میرزا خیلی اهمیت قائل بودند.
لذا در سال ١٣٨٢ قمری که باز هم جهت زیارت ایشان به کرمانشاه آمدیم، دیدم قطعه بسیار زیبای خط نسخی بدین مضمون نوشته اند که:
اَلحَمدُلِلّه الَّذی وَهَبَ لی فِی الکِبَرِ وَلَداً عالِماً عامِلاً مُجتَهِداً زکِیاً تَقِیّاً ذافُنُونٍ کَثیرَهٍ لَیسَ لَهُ فِی الخُطُوطِ عَدیلٌ وَ لا نَظِیرٌ، اَللّهُمَّ احفَظهُ مِن جَمیعِ البَلاءِ بِحَقِ مُحَمَدٍ وَآلِهِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِم اجمعینَ.
یعنی شکر و حمد خداوندی که بخشایش فرمود مرا در پیری، پسری عالم، مجتهد، پاکیزه، متقی، برجسته، دارای هنرهای زیاد و در خوشنویسی انواع خطوط او را لنگه و مانند نیست، خداوند او را از همه ي بلایا حفظ فرما، بحق محمد و آله صلوات الله علیهم اجمعین.
بدین ترتیب (سومین) کسی که به ناچیز اجازه اجتهاد و تصریح به آن نمودند مرحوم والد بود.