نگین کرمانشاهان - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥٤ - ذكر خيري از شيخ آقا بزرگ تهراني
روش من با ایشان چنان بود که هر وقت خدمتش بودم مزاحم مطالعه و کتابت شان نمی گردیدم، خودم لابلای کتب جست و جویی میکردم و به کار خودم مشغول میشدم و تضییع وقتی از ایشان نمی کردم.
البته با کمال خجلت عرض میکنم که گهگاه مطالبی فوراً پیدا میکردم که برای ایشان ارزنده و قابل تصحیح و ضبط بود و ایشان از این جهت بسیار خرسند بودند.
اما آن نکته ای را که میخواهم نظر آقایان محترم را بدان معطوف دارم این بود که روزی یک نفر خدمت ایشان بود و با کلماتی که نه خیر دنیا داشت و نه آخرت، بیش از یک ساعت مزاحم وقت عزیز و مطالعه و کتابت ایشان شده بود و در تمام آن مدت بنده مشغول کارم بودم و شرکتی در حرف های آن شخص نمی نمودم، بعد که بلند شدند و رفتند دیدم این پیرمرد نودساله که چون مشتی استخوان به کار مشغول بودند، دست تحسری به سر زانوی خود کوبیدند و فرمودند : ببینید چگونه عمر و وقت ما دارد تلف میشود.
یوسف اسعد داغر لبنانی صاحب کتاب بسیار شیرین و ارزنده دورالکتب العربیه فی الخافقین در پشت نسخه ای که به آن مرحوم اهدا نموده بود این کلمات را نوشته بود:
هدیه ( الی عبقریه التاریخ و شیخ الباحثین؛ هدیه به سوی اعجوبه و نابغه تاریخ و سید و آقای پژوهشگران و بحث کنندگان).