نگین کرمانشاهان - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٥٢ - ذكر خيري از شيخ آقا بزرگ تهراني
مانده که بلا استفاده مانده و تقریباً محبوس است، بیایید ببینید اگر چیزی به درد شما میخورد امانتاً ببرید و بعد برگردانید.
گفتم: کی بیایم. گفت: من امروز کتاب ها را بیرون آورده مهیا میکنم جناب عالی فردا صبح برای صرف صبحانه به منزل ما تشریف بیاورید، هم صبحانه صرف کنید و هم کتاب ها را ملاحظه بفرمایید.
قبول کردم و رفتم. مقدار بیست و چند جلد کتاب به روی هم گذارده بود، من تا نشستم دست دراز کردم و اولین کتاب را که برداشتم، دیدم نسخه ای بسیار پاکیزه، نفیس و مجدول از کتاب الصراط المستقیم است.
حالت گریه شدیدی به من دست داد، صاحب خانه علت را جویا شد، من جریان قضیه کتاب را در نجف نقل نمودم.
ایشان هم از لطف الهی به گریه افتادند. کتاب مذکور و چند جلد کتاب نفیس دیگر را به امانت دادند و مدت سه سال نزد من بود تا بعد از رفع حاجت به شخص مذکور رد کردم. خیلی شادابی روحی برای انسان میآورد.
از این عنایات درباره ایشان اگر بخواهیم نقل کنیم، خیلی است و خود کتابی مفصل میشود.
١٧. پس با اجازهتان ذکر خیری هم از علامه بزرگوار مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی بکنیم.