نگین کرمانشاهان - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٩٣ - خوشنويسي و نقاشي
آن متعلق گرایش باید حقیقتاً محقق و مقرر بوده باشد تا به سوی او گرایشی باشد، یعنی واقعاً حقیقتی هست، واقعیتی هست، که گرایش به سوی او نیز هست.
حقایق واقعیه خواب و خیال و نسبت ها و فرض ها نیست، خیر و فضایل اخلاقی واقعاً اموری حقیقی و درجات واقعی ارزش ها هستند، نه نسبت گیری ها و بالنسبت ها و اموری که هر روز و پیش هر قوم در معرض تغییر و تبدیل است.
البته ما منکر نیستیم که یک مفهومی، یک عملی، یا کاری پیش قومی ممدوح و پیش قومی دیگر مذموم است. پیش قومی خیر و شایسته و پیش قومی دیگر شر و ناشایسته است، ولی مدعای ما آن است که واقعاً و فی الحقیقت و نفس الامر آن میزان واقعی خوب بودن، ممدوح بودن، خیر بودن، شایسته بودن و امثال این ها اموری است ثابت، مقرر، مطابق با حقیقت شایسته، جهان هستی و موافق با ارزش الهی آن.
همین حرف را هم در مورد زیبایی میگوییم، فرض کنیم زیبایی ها مختلف و در نظر هر قوم و دسته ای چیزی زیبا و دلپسند و شایسته و پیش قومی دیگر زشت و ناخوشایند و ناشایسته جلوه کند، ولی باز هم برای جمال واقعی و کمال واقعی و زیبایی واقعی میزانی مقرر در حقیقت جهان هستی هست که زیبایی و زشتی از آن میزان ها تخلف ناپذیر است و از همین راه باید معنای ان الله جمیل و یحب الجمال را دریافت.