نگین کرمانشاهان - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٨٠ - نماز حاجت و خريد خانه
ابوجعفر محمّد بن هارون بن موسي تلكعبري كه گفت: خبر داد مرا ابوالحسين بن ابي البغل كاتب كه كاري را از جانب ابي منصور بن صالحان بر عهده گرفتم، او مرا سخت ترسانيده به جستجوي من بر آمد.
من هم از او پنهان و ترسان بودم تا پس از مدتي عزم كردم، پنهان به مقابر قريش و مرقد منوّر حضرت موسي كاظم عليه السّلام رفته، شب جمعه اي را در آن جا به عبادت و شب زنده داري و دعا و مسألت بگذرانم، شايد خداوند فرجي عنايت فرمايد، تصادفاً شبي سخت طوفاني و باد و باراني بود، از ابن جعفر متصدي آن حرم شريف تقاضا نمودم. درها را بسته و آن مكان مقدس را خلوت نگاه دارد ؛ تا به دلخواه خود به دعا و مسألت از درگاه باري تعالي مشغول باشم و از داخل شدن آنان كه از ايشان ايمن نبوده و از ديدشان ترسانم بر من داخل نشوند و او چنين نموده، درها را قفل كرد و شب به نيمه كشيد، اتفاقاً باد و باران هم مانع از رفت و آمد مردم گشت و من با دل آسودگي، مشغول دعا و زيارت و نماز بودم، در اين هنگام ناگهان صداي پايي را از سمت مولاي خود موسي بن جعفر شنيدم، ديدم ؛ مردي زيارت مي كند و سلام بر آدم و پيغمبر اولوالعزم فرمود، بعد ائمه يكي يكي را نام برد تا به صاحب الزّمان رسيد و ايشان را ذكر نفرمود.