نگین کرمانشاهان - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١١١ - خاطره اي از ديگر خوشنويسان
تحفظ میکرد. شنیدم قریب دو هزار قطعه خط و نمونه داشت که بعضی از آنها را خودم پیش او دیدم، مانند خط حامد و عزت و شوقی و حافظ عثمان و سید ابراهیم و امثال اینها و همین طور از خطاطان ایران، قطعه نستعلیق بسیار محکم و عجیبی داشت که شاید بتوانم بگویم چنین نستعلیق زیبا و استواری در عمرم ندیدم، با تذهیبی عجیب به طور گل و بوته در سطر اندازی نه در حاشیه، خود او میگفت این قطعه از میرعماد و تذهیبش کار رضا عباسی است و به قول خودش معرض و مشهد هنر دو استاد نابغه و سرآمد است مضمون این قطعه چنین بود :
|
عَلِیٌّ
حُبُّهُ جُنَّه قَسِیمُ النارِ وَالجَنَّه |
وَ حَتی مُصطَفی حَقاً اِمامُ الاِنسِ وَ الجِنَّه |
این قطعه بطور چلیپایی نوشته شده بود.
قطعه خطِ رسا هم که در سابق عرض کردم، پیش هاشم و متعلق به او بود، مهندس استاد ناجی زین الدین هم که کتاب مصورالخط العربی و بدایع الخط العریبه را نوشته است. اغلب قطعات آن دو کتاب را از پیش هاشم به امانت گرفت.
یک روز که من پیش هاشم بودم و ناجی زین الدین هم به آن جا آمده بود، هاشم با خنده گفت: این میآید این جا و این قطعات را زیر و رو میکند و میبرد برای کتابش به چاپ برساند.
مطلبی به خاطرم آمد که میخواستم عرض کنم:
خیلی از هنرمندان ما در جنبه هنری واردند، ولی سواد هنری ندارند. مثلاً خیلی از خوشنویسان هستند که خوب مینویسند و به درجه استادی هم میرسند، ولی واقعاً اطلاعات گسترده و خوبی