ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٠ - آراء صدوق

كنند البته شفاعت آنان سودى نمى‌دهد.

اى پيامبر با قرآن كسانى را كه از حشر به سوى خدا مى‌ترسند برسان و چون براى ايشان جزا و يارى و شفيعى نخواهد بود. واده كسانى را كه دين خود را بازيچه ساخته بودند و به زندگى جهان فريب خورده بودند. تو با قرآن براى ايشان يادآورى كن تا كسى به سبب گناه‌هاى خود نابود نگردد. زيرا براى او جز خدا يارى و شفيعى نخواهد بود. روزى كه قيامت مى‌شود گناهكاران خاموش و نااميد هستند و براى آنان از شريكانى كه به خدا نسبت داده بودند شفيعانى پيدا نمى‌شود. به ايشان كافر گردند. آيا جز خدا براى خود شفيعانى ساختند؟ به ايشان بگوى از آنان چيزى براى شما ساخته نيست. زيرا آنها خردمند نيستند. پس چگونه ميانجى‌گرى كنند؟ .... شفاعت ويژه خدايست كه داراى آسمانها و زمين است. و همه به سوى او مى‌گرايند.

بپرهيزيد از روزى كه كسى براى كسى نمى‌تواند چيزى بپردازد و از او فدايى پذيرفته نخواهد شد و براى او ميانجى‌گرى سودى ندارد. به ايشان يارى نخواهد كرد. اى كسانى كه به خدا گرويديد از آنچه بر شما روزى كرده‌ايم پيش از آنكه روزى كه در آن فروش و يارى و ميانجى‌گرى آنها چيزى از من دور نسازد و نتواند مرا رهايى دهد؟. چه اندازه فرشتگان كه در آسمانها هستند در حالى‌كه ميانجى‌گرى ايشان چيزى را دور نسازد. تمام اين آيات ثابت مى‌كند كه شفاعت كسى نزد خدا پذيرفته نيست. هرچند آيات ديگريست كه شفاعت را به شرط رضايت خدا مى‌رساند.

ديگر اثبات علم غيب است براى پيشوايان در صورتى كه خدا براى پيامبران خود آنرا مسلم نداشته. چنانكه قرآن كريم گفته: دانش پنج چيز را خدا اختصاص به خود داده. خداست كه مى‌داند روز قيامت كى واقع مى‌شود؟ مى‌داند كه آسمان كى مى‌بارد؟ و مى‌داند كى در ارحام مادران چيست؟. و كسى جز خدا نداند فردا چه خواهد كرد؟ و كسى جز خدا نداند در كدام زمين درگذرد؟. برخى از مردمان مدينه بر نفاق ثابت‌اند تو ايشان را نمى‌شناسى ما كه خدا هستيم مى‌شناسيم، و نيز گفته: تو اى پيامبر نمى‌دانى كه عليين و سجين چيست؟. و نيز گفته: اى پيامبر به ايشان بگوى: من نمى‌دانم با من و با شما چه خواهد شد؟، من فقط پيرو وحى خدا هستم. و نيز گفته: به شما از دانش چيز اندكى داده شده. شأن نزول اين آيه آن بود كه از پيامبر پرسيدند، او جواب را مؤكول به رسيدن وحى كرد هرگاه غيب دانستى و علم ما كان و ما يكون و كائن‌