كتاب جهاد النفس (ترجمه وسائل الشيعة شيخ حر عاملي) - صحت، علي - الصفحة ١٤٢ - ٢٨ - تواضع و فروتنى
اين فرشته كليدهاى خزينههاى روى زمين را همراه داشت (كه اگر پيغمبر پادشاهى را مى- پذيرفت به او تحويل مىداد)[١]
[١] - در اينجا ذكر دو مطلب ضرورى مىنمايد اول اينكه وسيله پادشاهى چه بود كه آن فرشته مىخواست به پيغمبر بدهد، دوم آيا مگر پادشاهى چيز ناپسندى نيست پس چرا به پيغمبر پيشنهاد مىشود؟
مسأله اول: شايد منظور از كليدهاى خزائن عبارت از منصب پادشاهى باشد و يا وسيلهاى شبيه به انگشتر سليمان بوده كه رمز پادشاهى و سر قدرت سليمان در آن قرار داشت، هر چه باشد اين امتياز را براى پيغمبر٦ نشان مىدهد كه آن حضرت با اينكه هرگز با پذيرفتن مقام پادشاهى از شأن و منزلتش كاسته نمىشد آن را نپذيرفت و خود را به خاكنشينى و تواضع آماده كرد.
مسأله دوم: اولا بايد دانست كه نوع حكومت در زمانهاى سابق پادشاهى بوده و غير از اين نوع در اكثر نقاط جهان حكومتى نبوده است و ثانيا امكان دارد براى مردم شخصى بعنوان پادشاه حكومت كند ولى مأمور باشد كه تنها از خدا اطاعت كند و در حقيقت پادشاهى خدا را پياده كند، براى اينكه مسأله پادشاهى از نظر قرآن نيز مورد اشاره شود به اين آيه توجه كنيد: و قال لهم نبيهم ان الله قد بعث لكم طالوت ملكا قالوا انى يكون له الملك علينا و نحن احق بالملك منه و لم يوت سعه من المال قال ان الله اصطفاه عليكم و زاده بسطه فى العلم و الجسم، به ايشان( به بنى اسرائيل) پيغمبرشان گفت: خداوند« طالوت» را براى شما پادشاهى برانگيخته است، گفتند چگونه براى او مىتواند پادشاهى بر ما باشد و ما سزاوارتر به پادشاهى از او مىباشيم در حالى كه وسعتى در مال ندارد، پيغمبرشان گفت: خداوند او را بر شما برگزيده است و افزوده است براى او گسترشى در علم و جسم.
( بقره/ ٢٤٧) از اين آيه به خوبى مشخص مىشود پادشاهى در صورتى كه بر اساس زر و زور نباشد بلكه از جانب خدا بوده و بر اساس قدرت و علم الهى باشد نوعى حاكميت الهى بشمار مىرود مانند پادشاهى حضرت سليمان.( مترجم).