كتاب جهاد النفس (ترجمه وسائل الشيعة شيخ حر عاملي) - صحت، علي - الصفحة ١٣٢ - ٢٥ - شكيبائى در تمام كارها
٩- حسن بن محمد ديلمى در كتاب ارشاد القلوب نقل كرده كه زنى به خدمت امام صادق ٧ رسيد و گفت: فرزندم مسافرت كرده و سفرش طولانى شده و شوق ديدارش در من شديد گشته است دعا فرمائيد زودتر خدا او را به من برگرداند؟ حضرت فرمود: صبر كن. زن رفت و پس از مدتى باز خدمت امام ٧ رسيد و عرض كرد كه غيبت فرزندم طولانى شده باز حضرت فرمود: مگر نگفتم صبر كن! زن گفت: اى فرزند رسول خدا، چقدر صبر كنم؟! به خدا قسم كه صبرم تمام شد، در اين هنگام حضرت به آن زن فرمود: برگرد به خانهات كه فرزندت را خواهى ديد! زن برخاست و به منزلش آمد و ديد كه فرزندش آمده است او را برداشت و به خدمت امام ٧ آورد، و به حضرت عرض كرد: مگر پس از پيغمبر ٦ هم وحى مىشود؟! (كه شما از آمدن فرزندم آگاه شديد كه بايد از طريق وحى بوده باشد) حضرت فرمود: نه! و لكن هنگام تمام شدن صبر نوبت فرج مىآيد، زمانى كه گفتى صبرم تمام شد فهميدم كه خداوند فرجت را به آمدن فرزندت رسانده است.