كتاب جهاد النفس (ترجمه وسائل الشيعة شيخ حر عاملي) - صحت، علي - الصفحة ٢٣٩ - ٥٠ - رياستطلبى همراه با بيدادگرى
نيكان شما را از بدان شما تشخيص نمىدهم؟ آرى مىشناسم، به خدا سوگند بدترين شما كسى است كه دوست دارد مردم به دنبالش بيافتند، و اين چنين كسى يا دروغ پرداز است و يا صاحب رأى ناتوان و فكر نارسا.
١٠- عقبه بن بشير گويد: به خدمت امام باقر ٧ رفتم و عرض كردم:
من در ميان قوم و فاميلم مردى سرشناس و محترم هستم، آنان نمايندهاى از خود پيش حاكم داشتند كه از دنيا رفته است و مردم مىخواهند من نماينده و سرپرست ايشان باشم، نظر شما چيست؟ امام ٧ فرمود: مقام و موقعيت خود را برخ ما نكش مقام و فضيلت به داشتن تقوا است. (تا اينكه) امام باقر ٧ فرمود: اينكه مىگوئى قوم و قبيلهام سرپرستى داشتند كه از دنيا رفته و اكنون مرا مىخواهند به نمايندگى و سرپرستى بگمارند، بايد بدانى: اگر بهشت و نعمتهايش را نمىخواهى پس رياست قومت را قبول كن (و بدان كه اگر) سلطان ستمگرى خون مسلمانى را بريزد تو در خون او شريك هستى (زيرا با قبول سرپرستى قومت حكومت ستمگر زمان را كه نماينده مردم پيش او هستى تاييد كردهاى) و شايد كه از دنياى ايشان نيز خيرى نبرى (زيرا حاكمان جور اگر چه در ظاهر نماينده و سرپرست صالحان را قبول كنند ولى هرگز آنان را نمىگذارند آسوده باشند).
١١- قاسم بن عون گويد: امام چهارم ٧ فرمود: بپرهيز از اينكه رياست