احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٦
مير سيد على همدانى از عارفان نامى ايران است كه نشر و ترويج اسلام در مرز و بوم پهناور شبه قاره- تا حدود زيادى- مرهون اقدامات و كوشش هاى او و ياران و بستگان او است. اين مرد بزرگ در ايران، در خانوادهاى وابسته به هيئت حاكمه، چشم به جهان گشود اما حكومت ظاهرى را بى ارزش و ناچيز يافت و آن را رها كرد[١] و روى به علم و معنويت و خدمت خلق آورد. دانشهاى رسمى (ادبيات پارسى و تازى، حكمت عملى- اخلاق و سياست مدن- عرفان، كلام، فقه، حديث، تفسير و حكمت و غيره) را فرا گرفت. قرآن كريم را حفظ كرد و در كنار آموزش، تزكيه نفس و تصفيه باطن را از ياد نبرد و بدين منظور به موازات اهتمام به عبادت و ذكر، به كارهائى پرداخت كه هم بت درون را بشكند و هم كمكى به بندگان خدا. مربى او گفت: «اگر از براى خدمت آمدى، كفش اين غلام سياه كه او است كناس خانقاه، پيش او بايد نهاد». و سيد پس از آنكه چندى در پيش پاى غلام و ديگران كفش جفت كرد «از شيخ خواست كه كار كناسى به او دهند» و اين تقاضا بعد از ماهها پذيرفته گرديد. پس از مدتى كه به كناسى اشتغال داشت شيخ او را به سقائى گماشت. چند گاهى هم به فرمان شيخ به بيل زدن در باغ مىپرداخت يا سنگها را از جائى به جائى حمل مىكرد و چه رياضتها و مجاهدتها (گرسنگى كشيدن، سكوت مطلق اختيار كردن بجز هنگام ذكر و ...) كه اين برنامهها را ادامه داد تا در علم و عمل و تقوى به مقامى بلند رسيد و آنگاه جهانگردى آغاز كرد و بيست و يك سال تمام در گوشه و كنار دنيا به سير و سياحت پرداخته، دوازده حج به جاى آورد و مناطق مختلف ايران، شبه قاره، ماوراء النهر و پارهاى ديگر از متصرفات كنونى
______________________________
(١)-
خود مىگويد: «در امور والد التفات نمىكردم بدان سبب كه او حاكم بود در همدان و
ملتفت به سلاطين و امرا».
[١]- خود مىگويد:« در امور والد التفات نمىكردم بدان سبب كه او حاكم بود در همدان و ملتفت به سلاطين و امرا».