احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١٣
خزانه حق بهواى نفس و تسويل شيطان تصرف نكنى و آنچه بگيرى بحقگيرى و حق به مستحقرسانى تا در عذاب و فضيحت هول فزع اكبر نمانى ... اى عزيز اگر در ولايت تو يك گرسنه يا برهنه يا ظلم رسيده باشد و ترا از حال وى خبر نبود و تفقد حال وى نكنى ترا از مرتبه اهل تقوى نصيب نيست».
(د) سيد گذشته از مقام علمى و عرفانى، يك مجاهد است و روح پرخاشجوئى عليه صاحبان زور و تزوير را به بهترين شكلى مىتوان در زندگى و آثار او احساس كرد. در ص ٤٠ از كتاب حاضر مىخوانيم: به دستور تيمور (همان جهانگشاى زورمند و خونخوار) على همدانى را براى ملاقات با او حاضر كردند. چون تيمور شنيده بود كه سيد هيچ موقع پشت به قبله نمىنشيند عمدا او را پشت به قبله نشاند و گفت شنيدهام پشت به قبله نمىنشينى چه شد كه امروز خلاف كردى و اينگونه نشستى؟ سيد پاسخ داد هركه رو به شما نشيند بىشك پشت به قبله خواهد بود. تيمور گفت شنيدهام براى به دست آوردن قدرت و حكومت كوشا مىباشى! سيد پاسخ داد: همه مال دنيا بر من عرضه كرده شد ولى از پذيرفتن آن خوددارى كردهام و مقصودم فقط رضاى خداوندى است، در مورد حكومت و سلطنت هم شبى در خواب ديدم كه سگ لنگى آمد و آن را در ربود[١]، الدنيا جيفة و طالبها كلاب. تيمور به او تكليف كرد كه در آن ناحيه اقامت نمايد و نپذيرفت.
در مواردى نيز مىبينيم كه سيد خروج تيمور را به عنوان «فتنه» اى اعلام مىكند كه بر اثر آن، آسايش و راحتى رخت بربندد، مردم آواره شوند، اولياء خدا به قتل رسند و ...
در ص ٣٧ هم مىخوانيم: سيد به مريدان همواره توصيه مىكرد كه بايد اين حديث رسول (ص) را حرز جان كنند و عملى سازند: افضل الجهاد
______________________________
(١)-
به تيمور گوشه مىزند كه لنگ بود.
[١]- به تيمور گوشه مىزند كه لنگ بود.