احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١٧
١- با اينكه در برخورد با ارباب قدرت اهل هيچگونه مجامله و سازش نبود- كه ديديم- معذلك اهميت و نفوذ او موجب شد حتى بسيارى از حكام و اميران وقت حلقه ارادتش را در گوش كرده نهايت احترام را در حق وى معمول دارند. يكى از سلاطين كشمير حتى پيش از ورود سيد به اين خطه، به وساطت نماينده وى با او بيعت كرد و برادرش نيز كه بعدها به سلطنت رسيد به دستور سيد جامه خانوادگى خود را به لباس رايج در ميان مسلمانان بدل كرد و خود با مادرش هر روز به مجلس وعظ سيد حاضر مىشد. جنگ خونينى هم كه ميان فرمانرواى كشمير با فرمانرواى پنجاب و دهلى جريان داشت با اعمال نفوذ سيد متوقف و روابط بسيار حسنهاى در ميانه برقرار گرديد.
٢- بر سر اينكه كجا او را به خاك سپارند در ميان اهالى مناطق كشمير، پاخلى (در افغانستان؟) و ختلان (واقع در تاجيكستان شوروى) كشمكش در گرفت چرا كه هريك مىخواستند مدفن او در ديار خودشان باشد.
٣- تقدسى كه آرامگاه وى پيدا كرد تا جائى كه حكام وقت- براى خود نمائى- در تعمير و تزيين آن با يكديگر مسابقه گذاشتند و يكىشان از راهى بس دور دو تخته سنگ بسيار بزرگ از مرمر كه مختصر احوال و مناقب سيد بر آن حك شده بود بر پشت دو پيل فرستاد تا بر مزار وى نصب كنند و حتى تيموريان كه سر دودمانشان سيد را تهديد به قتل كرده و از وطن خود آواره ساخته و فرزندش داماد و خليفه سيد را- همراه برادر او- به شهادت رسانده و شاگرد او را به حبس افكنده و سپس تبعيد كرده بود ... آرى شاهان همين سلسله، پس از مرگ سيد به خاطر محبوبيتى كه داشت، مزار وى را بنا كردند و شهرت هم دادند كه آن را شخص تيمور بنا كرده است! و در همين رابطه، يكى از نوادگان تيمور را نيز در نزديكى مزار سيد به خاك سپردند.