خلوت شيطانى: خود ارضايى و راه درمان آن - سهراب پور، على - الصفحة ٨٤
بلى من عادت كردم و اكنون مريض جسمى هستم و روحم نيز بيمار شده است، دارم به ورطه جنون پا مى گذارم، آن قدر ناراحتم كه در انديشه نمى گنجد ....
مرا از طول دادن نامه ببخشيد، اين ناله ها و استغاثه ها، از من نيست كه به گوش شما مى رسد، مى دانم بسيارى از جوانان مثل من بيچاره اند.
نا گفته نماند، در سن ١٦ يا ١٧ سالگى بود كه دو مرتبه، به خود كشى دست زده ام، اما اجازه مردن هم به ما بيچاره ها نمى دهند![١]
اكنون خيلى ضعيف شده ام و مدّت كوتاهى است كه با كمال معذرت بى اراده، از من قطرات ... دفع مى گردد![٢] اكنون در ميان طوفان مرگبارى به اين سو و آن سو مى روم، شايد هم يك سويش نابودى باشد! .... استدعا دارم، مرا نجات دهيد، ....
نامه هشتم:[٣]
دختر نوجوانى اين گونه مى نويسد:
پنج سال پيش وقتى كلاس چهارم ابتدائى بودم، خانواده جديدى به كوچه ى ما نقل مكان كرد و اين سرآغاز بدبختى من بود.
اين خانواده دخترى داشت كه دو سال از من بزرگتر بود، من با او دوست شدم و روابط صميمانه اى بين ما برقرار شد، طورى كه حتّى يك لحظه دورى از هم را به سختى تحمّل مى كردم. ولى او به اين دوستى پاك خيانت كرد و مرا به راهى كشيد كه رهايى از آن بسيار مشكل است.[٤]
بله، او مرا، به مرض و بيمارى وحشتناك «خود ارضايى» دچار كرد و خود از آن جا رفت و مرا با يك دنيا آه و حسرت و پشيمانى تنها گذاشت.
در ابتدا هفته اى دو يا سه بار بيشتر اين عمل زشت را تكرار نمى كردم، اما هر چه بزرگتر مى شدم بر تعداد اين عمل افزوده شد و كار به جايى كشيد كه حتّى پيش مى آمد كه در يك روز، ده بار، اين كار را، انجام مى دادم.
من كه دخترى پر جنب و جوش بودم و كمتر كسى مى ديد كه يك گوشه نشسته باشم، كم كم به يك دختر گوشه گير و رنگ پريده، مبدّل شدم.[٥]
اين كار، روى تحصيل من اثر گذاشت، من كه تا سال سوم راهنمايى، جزو، شاگردان خوب كلاس بودم، در سال سوم راهنمايى، ثلث اول، يك تجديدى آوردم، اما توانستم به مدّت دو ماه «خود ارضايى» را ترك كنم و تجديدى خود را جبران كنم.[٦] لكن با ورود به كلاس اول تجربى دوباره «خود ارضايى» من شروع شد.
[١] - در حقيقت خدا فرصتى به اين شخص داده تا با تلاش، خود را نجات دهد.
[٢] يكى از زيان هاى خود ارضايى ناراحتى دستگاه تناسلى مى باشد، ر. ك فصل چهارم.
[٣] - تحقيق مربوط به آينده سازان، ص ٣٢( به نقل از دنياى نوجوان، ص ١٦١ و ١٦٢)
[٤] - يكى از زمينه هاى گرايش به« خود ارضايى» دوستان ناباب مى باشد، ر. ك فصل سوم- دوستان ناباب.
[٥] - يكى از مضرّات اجتماعى« خود ارضايى» دورى از اجتماع مى باشد. ر. ك فصل چهارم.
[٦] - اين مسئله نشانگر اين است كه اگر خود شخص اراده كند، يقيناً مى تواند اين عمل شوم را ترك كند. همچنين اگر شخص وقت خالى نداشته باشد، در ترك اين عادت بسيار مؤثر است.