خلوت شيطانى: خود ارضايى و راه درمان آن - سهراب پور، على - الصفحة ١٧
نكته ى دوّم: پزشكان و متخصصان نيز خودارضايى را همين گونه تعريف نموده اند و اگر بعضى[١] از آن ها در تعريف خودارضايى حالت بدون انزال را هم ذكر كرده اند از اين جهت بوده كه زنان را هم شامل شود.
نكته ى سوّم: آن است كه از ديدگاه فقهاء و شرع مقدس اسلام اگر شخصى به نيت خروج منى، با خود كارى كند كه منى خارج شود، اما به هر دليل منى خارج نشود باز اين كار، گناه و بدون شك از مصاديق شهوت رانى حرام خواهد بود. پس عده اى نبايد اين گونه تصور كنند كه اگر منى از آنها خارج نشود مرتكب عمل حرامى نشده اند.
پزشكان و متخصصان نيز تصريح دارند كه اگر استمناء حتى بدون انزال (خروج منى) باشد باز سبب پيدايش عوارضى در جسم و روح شخص خواهد شد.[٢]
نكته ى چهارم: استمناء و خودارضايى منحصر در يك حالت خاص ويا يك شيوه ى خاصى نيست، بلكه شامل هر كارى كه باعث شود انسان به اوج لذت جنسى و يا ارضاى جنسى- خارج شدن منى- برسد؛ مى شود ولو آن كار، نگاه به يك فيلم مستهجن و يا حتى فكر به مسائل شهوت انگيز به قصد استمناء باشد.
متأسفانه بعضى از جوانان متوجه ى اين نكته نيستند و به خيال اين كه استمناء و خودارضايى منحصر در يك حالت خاص است، ناخودآگاه به اين عمل شوم گرفتار مى شوند.
نكته ى پنجم: همان گونه كه گفتيم استمناء در زنان هم وجود دارد ولى از نظر اسلام و علم روانشناسى عمل آنان را «استشهاء» مى گويند، اما از نظر عوارض و خطرهايى كه به بار مى آورد، با عوارض استمناء كه در مردان است مساوى است و هيچ فرقى ندارد و بلكه در مواردى شايد خطرات بيشترى هم داشته باشد.
نكته ى ششم: آن است كه با توجه به ساير ابواب فقهى به نظر مىرسد اگر استمناء و خودارضايى را اينگونه تعريف كنيم جامعتر خواهد بود:
هر كارى- غير از جماع و نزديكى- كه از روى عمد و به قصد خروج منى، توسط غير همسر صورت پذيرد و منجر به خروج منى شود استمناء محسوب مىگردد.[٣]
خودارضايى و استمناء در واقع، يك نوع كامجوئى بدلى[٤] و سوء استفاده كردن شخص از خودش مى باشد. اين كار علاوه بر اين كه مانند سايرانحرافات جنسى ديگر از ديدگاه شريعت اسلام حرام وممنوع است و جزو گناهان كبيره محسوب مى شود، ضررهاى فراوانى، هم براى جسم و هم براى روح و روان انسان دارد.
[١] - سيد رضا پاك نژاد، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج ١٦، ص ٢٠٩، كتابفروشى اسلاميه.
[٢] - دكتر على قائمى، خانواده و مسائل جنسى كودكان، ص ١٣٩. چاپ هفتم، انتشارات انجمن اولياء و مربيان، ١٣٧٢.
[٣] - عده اى از پزشكان نيز به همين معنى اشاره اى كرده اند.
[٤] - اين تعبير از كتاب« و نمى دانند چرا؟» نوشته ى دكتر ناصرالدّين صاحب الزّمانى، ص ١٥٠، استفاده شده است.