خلوت شيطانى: خود ارضايى و راه درمان آن

خلوت شيطانى: خود ارضايى و راه درمان آن - سهراب پور، على - الصفحة ٣١

كه اين عمل در ضمير ناخودآگاه فرزند مى ماند امكان دارد در آينده- در دوران نوجوانى و جوانى- خداى ناكرده به دست كارى بدن خود بپردازد و در نهايت به عمل زشت «خودارضايى» روى آورد.[١]

ب) قلقلك دادن‌

پدر و مادرها دوست دارند، خنده ى فرزندانشان را ببينند، لذا گاهى اوقات، براى خنداندن فرزندانشان آنها را، قلقلك مى دهند و البته طبيعى است كه كودك هم از اين كار خوشش مى آيد و مى خندد اما پدر و مادرهاى گرامى و عزيز توجه داشته باشند كه قلقلك دادن نوعى تحريك بدنى به حساب مى آيد و با اين كار، كودك در معرض تحريك هاى زودرس قرار مى گيرد. لذا بعضى از روانشناسان‌[٢] از اين كار شديداً نهى مى كنند.

ج) بدخواباندن كودك‌

از ديگر مسائلى كه مربوط به پدر و مادران مى شود و توجه آنان را مى طلبد شيوه ى خواباندن كودك مى باشد. به اين معنى كه كودك را نبايد به شكم و يا به اصطلاح «دمرو» خواباند زيرا در اين حالت به علت تماس آلت تناسلى كودك با سطح زمين، تخت و يا چيزهاى ديگر ممكن است كه سبب تحريك فرزند و كودك شود[٣].

د) برهنگى كودك در هنگام خواب‌

مسئله ى برهنگى كودكان به خصوص در هنگام خواب، از ديگر مسائلى است كه نياز به توجه والدين دارد. بايد كودك را به گونه اى عادت داد كه هميشه با لباس بخوابد[٤]، چرا كه در غير اين صورت امكان دارد بر اثر تماس اعضاى كودك با يكديگر و يا تماس بدن كودك با رختخواب نرم و لطيف، كودك به منبعى براى لذت بردن از بدن خود آشنا شود و بعدا همين امر سبب گرايش او به خودارضايى شود.

ه) جدانكردن رختخواب‌

از موارد ديگرى كه والدين محترم لازم است توجه و مراقبت داشته باشند آن است كه، رختخواب فرزندان خود را، حداكثر تا سن ٧ سالگى از هم جدا كنند.[٥] منظور از جدا كردن رختخواب اين است كه نبايد فرزندان روى يك تشك و زير يك پتو بخوابند و حتى توصيه مى شود، رختخواب و تشك آن ها هم، خيلى نزديك به همديگر نباشد كه مبادا بر اثر غلت خوردن، يكى از فرزندان بر روى تشك ديگرى قرار گيرد.


[١] - دكتر على قائمى؛ خانواده و كودكان گرفتار، ص ٢٩٩، انتشارات اميرى، چاپ دوّم، ١٣٧٢.

[٢] - دكتر محمّد رضا شرفى؛ دنياى نوجوان، ص ١٧٢.

[٣] - همان، ص ١٧١.

[٤] - محسن غرويان نگارش: ح. غرويان، تربيت فرزند با نشاط و سالم، ص ٦٦ و ٦٧، چاپ هفدهم، انتشارات احمديّه، ١٣٨٥.

[٥] - علّامه مجلسى؛ بحارالانوار، ج ١٠١، ص ٩٦ و ٩٧.