خلوت شيطانى: خود ارضايى و راه درمان آن

خلوت شيطانى: خود ارضايى و راه درمان آن - سهراب پور، على - الصفحة ٢١

براساس اين حديث شريف، امام صادق (عليه السلام) خودارضايى را جزء گناهان بزرگ بر شمرده اند و به صراحت فرمودند هرگز با شخصى كه اين كار را مى كند سر يك سفره غذا نمى خورم و اين در حقيقت زشتى و پستى اين كار را مى رساند و همچنين شدت نفرت امام (عليه السلام) از اين كار.

حديث چهارم‌

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمودند:

«ناكِحُ الكَفِّ ملعونٌ؛[١]

نكاح كننده ى با دست خود (كسى كه خودارضايى مى كند) ملعون است».

ملعون در لغت به معناى «طرد شدن و دور شدن» آمده است.[٢] و در اينجا به اين معناست كه شخصى كه (العياذ بالله) به عمل خودارضايى مشغول است و مبتلا به اين كار است به واسطه ى عملش از رحمت خدا به دور است و مشمول خير و رحمت از طرف پروردگار نيست.

حديث پنجم‌

شخصى از امام صادق (عليه السلام) در مورد مردى كه به وسيله ى مالش و ماليدن، شهوت خود را دفع مى كند سوال كرد كه حضرت در جواب به اين شخص فرمودند: اين كار در حكم زنا است.

«فِي الرَّجُلِ .... يدلُكُ فَقالَ عَليه السَّلام؛ كُلُّ ما انزَلَ الرَّجُلُ مائَه مِن هذا و شبِهِه فَهُو زِنا؛[٣]

از امام صادق (عليه السلام) در مورد شخصى كه به وسيله ى مالِش، شهوتش را دفع مى كند پرسيدند و ايشان فرمودند: هر كسى شهوت خود را به اين وسيله ومانند آن دفع كند در حكم زنا كردن است».

همان گونه كه قبلًا گفتيم و اين حديث هم به آن تصريح دارد، هر كارى كه باعث شود منى از انسان خارج شود ولو با فكر كردن به يك مسئله و صحنه شهوت انگيز باشد اين گناه است و نوعى خودارضايى. (دقت كنيد)

حديث ششم‌

همچنين باز امام صادق (عليه السلام) فرمودند:

«انَّ اميرَالمومنينَ (عليه السّلام) اتِي بِرجلٍ عَبَثَ بِذَكره فَضَرب يدَهُ حتّي احمرّت ثُمَّ زَوَّجَه مِن بيتِ المال؛[٤]

مردى را كه با آلت خود بازى كرده بود (خودارضايى كرده بود) نزد اميرمومنان على (عليه السلام) آوردند حضرت به دست او (تازيانه) زد تا جايى كه سرخ شد آن گاه از محل بيت المال برايش زن گرفت».


[١] - محدّث نورى؛ مستدرك الوسائل، ج ١٤، ص ٣٥٦، ح ١٦٩٤٨، چاپ اوّل، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث قم، ١٤٠٨ ه ق.

[٢] - مجمع البحرين، ج ٦، ص ٣٠٩،« فقولُه مَلعون: اى ملعُون صاحبُه اى مطرودٌ مُبعدٌ عَن رحمة الله».

[٣] - شيخ حرّ عاملى؛ وسائل الشيعه، ج ٢٠، ص ٣٥٥، ح ٢٥٨١٣.

[٤] - شيخ طوسى؛ تهذيب الاحكام، ج ١٠، ص ٦٣، چاپ چهارم، دارالكتب الاسلاميه، تهران، ١٣٦٥.