در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٥ - ٧ - تبرك به صحابه و صالحين
فرمود: «مكّه و اضافه كرد كه شيعيانش در كوفه براى او نامه نوشتهاند».
ابن مطيع عرض كرد: «پدر و مادرم به فدايت! ما را با بودنت در ميانمان بهرهمند ساز و به سوى ايشان نرو».
امّا حسين عليه السلام قبول نكرد، پس ابن مطيع عرض كرد: اين چاه را كندهام و امروز بايستى كه مقدارى آب در آن ظاهر شود. لطف نماييد و دعا كنيد كه چاه با بركت باشد». آن حضرت فرمود: مقدارى از آب آن به من بدهيد. مقدارى آب آوردند و آن حضرت مقدارى از آن را نوشيد، سپس مقدارى را در دهان مضمضه كرد و باقيمانده آن را در چاه ريخت. پس آب آن چاه گوارا و فراوان شد».[١]
و: وقتى كه امام رضاعليه السلام به نيشابور رسيد، مردم دور مركب او جمع شدند. آن حضرت سرش را از كجاوه بيرون آورد. مردم او را مشاهده مىكردند در حالى كه عدّهاى گريه مىكردند و عدّهاى ضجه مىزدند و عدّهاى لباسهاى خود را چاك مىزدند و بعضى خود را به خاك انداخته بودند و بعضى پاى مركب و عدّهاى افسار آن را مىبوسيدند و ....».[٢]
[١] - الطبقات الكبرى: ٥/ ١٠٧.
[٢] - الصواعق المحرقه: ٣١٠/ فصل سوّمف احاديث وارد شده درباره بعضى از اهلبيت عليهم السلام؛ نورالابصار، شبلنجى: ص ١٦٨، فصلى در مناقب حضرت على بن موسى الرضا*.