در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٠ - ٧ - تبرك به صحابه و صالحين
پروردگارا! ما به وسيله بهترين و فاضلترين افراد از تو طلب باران مى كنيم و يزيد بن اسود را واسطه قرار دادهايم. اى يزيد! دستهايت را به سوى آسمان بلند كن و يزيد دستهايش را به سوى آسمان بلند كرد و مردم نيز دستها را به دعا برداشتند كه ابرى از طرف مغرب آمد و باد سردى بر آن وزيد و باران شديدى شروع به باريدن كرد به طورى كه به مردم فرصت نداد تا به منزلهايشان بروند».[١]
ابن حجر عسقلانى به جواز تبرّك و شفاعت از بعضى از نيكان و صالحان حكم كرده و حادثه استسقاى عمر به وسيله عبّاسرا به عنوان دليل اين حكم آورده و گفته است:
از قصّه عبّاس، جواز طلب شفاعت از اهل خير و صلاح و اهلبيت پيامبر (ص) استنباط مىشود».[٢]
براى جواز تبرّك به اوليا و صالحان، مىتوان مثالهاى زير را هم مطرح كرد:
الف: عبدالله بن مسعود روايت كرده است:
عمر بن خطّاب خارج شد تا به وسيله عبّاس، باران طلب كند. او گفت: پروردگارا! ما به وسيله عموى پيامبرت و بزرگ خاندان و باقيمانده
[١] - المجموع، شرح المهذب للامام النووى: ٥/ ٦٨، كتاب الصلاة لإباب صلاة الاستسقاء. و ابن حجر گفته است: ابوزرعه دمشقى اين روايت را با سند صحيح در تاريخ خود آورده است و ابوالقاسم كلالكايى در السنّة فى كرامات الاولياء آن را روايت كرده است.
[٢] - فتحالبارى: ٢/ ٣٩٩.