در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٢ - ٧ - تبرك به صحابه و صالحين
مىبينيد! سپس ابرها در هم فرو رفتتند و رعد و برق زد و باران شروع شد. به خدا قسم! مردم از شدّت باران به كنار ديوارها پناه بردند و لباسهايشان غرق آب شده بود و به سر و بدن عبّاس دست مىكشيدند و مىگفتند: بر تو مبارك باشد اى ساقى حرمين!
در كلام ابن اثير آمده است: پس از آن كه مردم سيراب شدند، دور عبّاس جمع شدند و بر او دست مىكشيدند و مىگفتند: بر تو مبارك باشد اى ساقى حرمين! و اصحاب، جايگاه و فضل عبّاس را مىشناختند و در كارها با او مشورت مىكردند و او را مقدّم مىداشتند».[١]
ب: «حسن بصرى كه عمر، كام او را با دستان خود برداشت، مادرش خدمتكار امّ سلمه بود. گاهى مادرش غايب مىشد و امّ سلمه همسر رسول خدا (ص) سينهاش را در دهان حسن بصرى مىگذاشت تا بدان آرام گيرد تا مادرش برگردد و او را سير كند. مىگفتند كه به بركت همين كار امّ سلمه، حسن بصرى به مقامات علمى و معنوى رسيد».[٢]
ج: سمهودى هنگام توضيح ستون محرس در مسجدالنبى مىنويسد:
«على ابن ابى طالبعليه السلام بر روى صفحه اين ستون مىنشست. اين ستون، نزديك قبر رسول خدا (ص) و بعد از دربِ منزل آن حضرت قرار
[١] - اسد الغابة: ٣/ ١٦٧، شرح حال عبّاس بن عبدالمطّلب شماره، ٢٧٩٧.
[٢] - صفة الصفوة: ٣/ ٤٧.