در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٩١ - ب نسخ و نسخ تلاوت
«مساله عجيب در مدّعاى قسم دوّم و سوّم است كه گفتهاند: آيات معيّنى به همراه حكم، يا بدون حكم، نسخ شده است. كسى كه كمى دقّت كند به سرعت خطاى مرتكب آنها را درمىيابد. تقسيم هر مقسمى، وقتى صحيح است كه براى هر قسمى، شواهد زياد، يا حدّاقل كافى وجود داشته باشد تا استنباط قاعدهاى را از آن ميسّر سازد و يك، يا دو شاهد بيشتر براى قايلان به نسخ در هر دو صورت وجود ندارد و تمام رواياتى را كه بدان استناد كردهاند، خبر واحد است و جايز نيست قرآن كه قطعى السند است، با اين خبرهاى واحد كه ظنّى السند است، نسخ شود».[١]
٣- دكتر مصطفى زيد مىنويسد:
«در اين صورت ادّعاى نسخ تلاوت و بقاى حكم در حدّ يك فرض، باقى مىماند كه حتّى يك مورد آن واقع نشده است. براى همين اين فرضيّه را رد مىكنيم و مىگوييم كه معقول و مقبول نيست».[٢]
٤- عبدالرحمن جزيرى مىنويسد:
«اخبارى كه در آنها كلمهاى از كتاب خدا ذكر شده و ادّعا شده است كه جزء قرآن بوده و در زمان رسول خدا (عليهما السلام) منسوخ گرديده درست نيست؛ زيرا قرآن بر اين كلمات اطلاق نمىشود و
[١] - مباحثٌ فى علوم القرآن: ٢٦٥.
[٢] - فتحالمنان: ٢٢٩.