در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٨ - ب نسخ و نسخ تلاوت
الف: عقلًا محال است كه نسخ لفظى واقع شود، امّا نسخ حكمى واقع نشود، زيرا لفظى بايد باشد تا بر حكمى دلالت كند و اگر لفظ، موجود نباشد، چگونه مىتوان ثابت كرد كه حكمى وجود دارد؟!
پس حكم، تابع لفظ است و امكان ندارد كه اصل معدوم شود و فرع باقى بماند.
ب: نسخ، يك حكم است و لازم است كه حكم با نص باشد و اين دو انفكاك ناپذير هستند و دليلى بر نسخ نصوصى كه منابع قديمى آنها را ذكر كردهاند وجود ندارد؛ زيرا نسخ آنها نقل نشده و در حديثى از پيامبر اكرم (عليهما السلام) وارد نشده است كه يكى از اين نصوص منسوخ است، در حالى كه بر پيامبر اكرم (عليهما السلام) واجب است كه نسخ را اعلام كند، چنان كه ابلاغ آنچه نازل شده است، واجب مىباشد و از آنجا كه حديثى در اين مورد نقل نشده اين ادّعا باطل است.
ج: اخبارى كه نسخ تلاوت اين آيات را نقل كردهاند، خبرهاى واحد هستند و نمىتواند اين امر را ثابت كنند؛ زيرا تمام علما اتّفاق نظر دارند كه نسخ قرآن با خبر واحد جايز نيست.[١] اين را قطان به جمهور نسبت داده است.[٢]
رحمت الله هندى در بيان علّت آن گفته است:
[١] - الموافقات، شاطبى: ٣/ ١٠٦.
[٢] - مباحث فى علوم القرآن: ٢٣٧.