در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٩٠ - ب نسخ و نسخ تلاوت
است كه قسم دوّم را انكار كردهاند.[١] همچنين ابنظفر در كتاب الينبوع آن را انكار كرده است.[٢]
و از ابى مسلم نقل شده است كه نسخ تلاوت، شرعاً غير قابل قبول است.[٣]
در اين جا به اقوال بعضى از محقّقان اهل سنّت در ابطال قول به نسخ تلاوت اشاره مىشود:
١- خضرى مىنويسد:
«من نمىفهمم كه چطور خداوند آيهاى را نازل مىكند تا حكمى را بيان نمايد، سپس آن را بر مىدارد، در حالى كه حكمش باقى است؟!
قرآن كريم، افاده حكم و اعجاز را با همديگر با اين آيات مىرساند، در اين صورت، چه مصلحتى در نسخ آيه و بقاى حكم آن وجود دارد؟! اين چيزى است كه آن را نمىفهمم و گمان مىكنم كه انگيزه و دليلى براى قايل شدن بدان نيست».[٤]
٢- دكتر صبحى صالح مىنويسد:
[١] - البرهان فى علوم القرآن: ٢/ ٤٧.
[٢] - البرهان فى علوم القرآن: ٢/ ٤٣.
[٣] - مناهل العرفان: ٢/ ١١٢.
[٤] - التحقيق فى نفى التحريف: ٢٧٩؛ صيانة القرآن من التحريف: ٣٠.