در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١١١ - طايفه سوم رواياتى كه توهم وقوع تحريف در قرآن را ايجاد مىكنند
همانا كسى كه قائم صلوات الله عليه را تصديق مىكند، همين قرآن فعلى موجود در دسترس مردم است و اگر به راستى اين قرآن تحريف شده باشد، قائم را تصديق نمىكند.
به عبارت ديگر، معناى آن اين است كه: امام حجّت صلوات الله عليه معناى حقيقى قرآن را آشكار مىكند به گونهاى كه هيچ نكته مبهمى در آن باقى نمىماند، و در اين صورت، هر صاحب عقلى مىفهمد كه قرآن، قائم را تصديق مىكند، پس منظور از حديث اوّل- بر فرض صحّت آن- اين است كه آنان معانى قرآن را تحريف نموده و آن را ناقص كردهاند و آنچه از معانى كه از قرآن نيست، بدان تحميل كردهاند، به طورى كه امر بر مردم مشتبه شده است.
امّا در سند روايت دوّم، عمرو بن مقدام قرار دارد كه ابن غضائرى او را ضعيف شمرده است.[١]
در سند روايت سوّم هم منخّل بن جميل اسدى قرار دارد كه علماى رجال درباره او گفتهاند:
«فاسدالروايه و متّهم به غلو است و غلات، احاديث بسيارى را از او نقل كردهاند».[٢]
و بر فرض كه اين دو روايت صحيحه باشند، توجيه آنها به معناى ديگرى امكان دارد كه با الفاظشان تناسب دارد.
[١] - مجمع الرجال: ٤/ ٢٥٧ و ج ٦/ ١٣٩؛ رجال ابى داوود: ٢٨١، ح ٥١٦.
[٢] - مجمع الرجال: ٤/ ٢٥٧ و ج ٦/ ١٣٩؛ رجال ابى داوود: ٢٨١، ح ٥١٦.