دوره ها و پيشگامان بيدارى اسلامى معاصر - اراکی، محسن - الصفحة ٨٣ - فصل اول نگاهى گذرا به زندگى شهيد صدر(رحمه الله)
به وحشت افتادهاند. خونآشامان بر اين گماناند كه با اين ترفندها، عزت و كرامت تودهها را از ايشان سلب كرده و پيوندشان با دين و آيين و پيامبر عظيمالشأن را گسستهاند تا ميليونها تن از فرزندان شجاع و مؤمن عراق را تبديل به عروسكها و مترسكهايى كنند كه به هر شكل خواستند حركتشان دهند و به جاى عشق و محبت محمد و على و آل محمد (ص)، عشق و محبت عفلق و ديگر مزدوران استعمار تبشيرى را در آنها تزريق كنند؛ ولى تودهها هميشه و به رغم تفرعن و سركشى طاغوتها و ستمگران از آنان نيرومندترند و بدين گونه است كه طاغوتها و حكام ظلم و جور از اين كه هنوز نبض زندگى در قلب مردم مىتپد و آنها توان بيان سخن خود را دارند، به لرزه افتادهاند. به همين دليل اين چنين هار و هراسان دهها نفر از مؤمنان و فرزندان شريف اين آب و خاك و پيشاپيش همه، علماى مجاهد را مورد حمله و يورشهاى ددمنشانه خود قرار داده و به دستگيرى و زندان و شكنجه و اعدام روى آوردهاند و شنيدهام كه ايشان يكى پس از ديگرى زير شكنجه و آزار دژخيمان، شربت شهادت مىنوشند.» ... فرزندان عزيزم! به شما اطمينان مىدهم كه مصمم به شهادتم و چه بسا اين آخرين سخنم با شماست كه