دوره ها و پيشگامان بيدارى اسلامى معاصر - اراکی، محسن - الصفحة ٤٠ - فصل اول نگاهى گذرا به زندگى سيد جمالالدين اسدآبادى
تا آنجا كه مىگويد:
... و شيخ محمد عبده نيز [- اگر چنان نبود-] نمىتوانست با وى مصاحبت كند و دوستى نزديك داشته باشد و مرشد و مرادش واقع شود و ....[١]
و صالح شهرستانى در مجله (العرفان) مىنويسد:
سيد صفدر (پدر سيد جمالالدين) همراه با فرزند خود در اوايل سال ١٢٦٦ هجرى قمرى (١٨٥٠ م) به تهران آمد. آنها بيش از پنج ماه در تهران اقامت گزيدند و سپس عازم عراق شدند و در زمان شيخ مرتضى انصارى وارد نجف گشتند؛ شيخ انصارى سيد جمالالدين را مورد توجه ويژه قرار داد. سيد صفدر به مدت دو ماه در نجف ماند و پس از آن به اسدآباد بازگشت؛ ولى جمالالدين به مدت چهار سال در نجف باقى ماند.[٢]
در كتاب حاضر العالم الاسلامى، لوثرت ستومارد آورده است:
جمالالدين سالار نوابغ و حكما، سرور سخنوران و زبانآوران و سرآمد زيركان و خردمندان بود؛ منطقى قوى، استدلالى كوبنده، دلى مطمئن، عزمى آهنين و آنچنان كشش و مهابتى داشت كه گويى از نيروى خارقالعاده و
[١] . اعيان الشيعه، ج ٤، ص ٢٠٧.
[٢] . اعيان الشيعه، ج ٤، ص ٢٠٧.