دوره ها و پيشگامان بيدارى اسلامى معاصر - اراکی، محسن - الصفحة ١٠١ - خط سوم ايجاد دگرگونىهاى سياسى
بدين معنا كه از يك زاويه معينى به جهان مىنگرد و مفاهيم آن بر گرانيگاه خاصى مبتنى نيست يا جهان را صرفاً از زاويه مادى مىنگرد و خود درگيرىها و بدبختىهاى گوناگونى براى بشريت به ارمغان مىآورد.[١]
از جمله مهمترين جنبههاى آگاهى سياسى اسلامى، ايمان به ضرورت وجود حكومت اسلامى است كه تنها راه براى به اجرا درآوردن اسلام در كليه شئون زندگى است. شهيد صدر (رحمه الله) با تأكيد بر اين حقيقت مىگويد:
گاهى حكومت اسلامى همچون ضرورتى شرعى مورد بحث قرار مىگيرد؛ زيرا به مثابه اقامه حكم خدا روى زمين و تجسم بخش نقش انسان در جانشينى خداست و گاهى نيز در پرتو همين حقيقت، منتهى از نظر دادههاى سترگ فرهنگى و توان شگفت انگيزى كه آن را از هر تجربه اجتماعى ديگرى متمايز مىسازد، مورد بررسى قرار مىگيرد.
تا آنجا كه مىگويد:
حكومت اسلامى نه تنها ضرورتى شرعى بلكه برخاسته از ضرورتى فرهنگى- تمدنى است؛ زيرا تنها شيوه و روشى است كه مىتواند نيروى انسان را در جهان اسلام آزاد سازد و آن را تا جايگاه طبيعى خود در گستره
[١] مقدمه فلسفتنا، ص ٥٢.