دين و زندگانى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٣ - ٤ - فايده حرمت ربا و سود بر قرض
نيست و محدود است و هركدام از خود قيود و حدودى در توليد و تصرف و مصرف، دارد كه مربوط بجهانبينى اسلامى كه عمده آن كرامت انسانى است برمىگردد.
٤- سياست اسلام در اقتصاد اين است كه ثروت به سرمايه تبديل شود و سرمايه در اختيار عده محدودى قرار نگيرد كه كرامت انسانى و عدالت اجتماعى و امنيت عمومى مانند روزگار ما همه از بين مىرود، فرضا ٨٠% سرمايه روى زمين بدست ١٠% انسانها باشد و ٩٠% مردم فقط ٢٠% سرمايه را در اختيار داشته باشند!
بلكه تا حد ممكن سرمايه بر تعداد بيشتر نفوس توزيع گردد، قرآن مىگويد: ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ (سوره حشر آيه ٧)
غنايم جنگى براى خدا و رسول خدا و خويشاوندان[١] و يتيمان و بيچارگان و راهماندگان، است، تا اينكه (اين اموال) بين بىنيازان
[١] در فقه شيعه اين سه سهم به نام سهم امام معروف است و در امور عمومى دينى و مردمى مصرف مىشود و ملك خاص كسى در زمان غيبت امام، نيست، مجتهد فقط حق نظارت بر مصرف را دارد نه اين كه مالك آن باشد.