دين و زندگانى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩ - فايده دوم
ماده بىشعور و كر و كور است، جهل چگونه نظام بديع مىآفريند؟ موت، چگونه حيات و زندگى را پديد مىآورد.
جمعى اصل انواع داروين را عرضه مىكنند[١] دستهاى ماترياليزم علمى (؟!!) را به رخ غافلان مىكشند، و ماركسزم اصول چهارگانه سراسر غلط دياليكتيك را عرضه مىدارد. ولى در اخير همه آنان در سنگر تصادف موضع مىگيرند تصادف، يعنى معلول بىعلت و سبب بىمسبب.
تصادف يعنى نقيض صريح قانون عليت، كه همه عاقلان آن را در جهان خود، خود قبول دارند. تصادف، يعنى نابودكننده همه علوم تجربى و انسانى و فلسفه، كه بر اساس حين عليت استوار مىباشد.
تصادف كه از عمق تناقض و سرگردانى فكرى، و تشتت و بيچارگى و بىمنطقى، حكايت مىكند.
شما هيچ منكر خدا را پيدا نمىتوانيد كه در جواب دو سؤال فوق به تصادف پناه نبرند، ولى در تحليل علمى و فكرى روزانه خود
[١] نظريه داروين اولا مناقض ايمان به خدا نيست و ثانيا از نظر علمى و ژنهاى وراثى كه اخيرا مورد توجه قرار گرفته، باطل است، به كتب ديگر نگارنده مراجعه شود