دين و زندگانى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٦ - علت عمده سكولار و عرف گرايى
فاميل و غيره را در دايره اسلام تعريف مىكنيم و بدين ترتيب، براى سكولار جايى باقى نمىماند و لاتيكهاى شرقى دچار تناقض مىگردند.[١]
در تهاجم فرهنگى غرب در كشورهاى مفلس اسلامى كه در جهل خود غرقند آنچنان از نيرنگ مغالطه كار مىگيرد كه مجالى براى محصلين جوان و كمتجربه مسلمان باقى نمىگذارد تا صداى منطق و استدلال علماى جيد مسلمان را بشنوند. دروغهاى شاخدار خود را آن قدر در راديو و تلويزيونها و مجلهها و روزنامههاى مزدوران خود تكرار مىكند كه جمعى آنها را راست بپندارند و به آن معتقد شوند!!
ناآگاهان غربزده كشورهاى اسلامى كه ژست روشنفكرى را به خود مىگيرند.[٢] براى اثبات سكولاريزم حرفهاى خندهدارى
[١] عرفگرايى در تشخيص موضوعات دينى( نه در احكام) معتبر است مانند نحوه تشكيل حكومت و اختيار يكى از اقسام آن، كيفيت انتخابات و اندازه وزارتخانهها و امثال اينها به خود مردم واگذار شده است و همچنين كيفيت توليد و نحوه كارخانهجات و نظاير آنها.
[٢] در قرن بيست و يكم متفكر و صاحب فكر كسى است كه حداقل يك هزار جزء كتاب را در علوم تجربى و انسانى و معارف دينى بخواند، ولى اين كه او روشنفكر است يا تاريكفكر بايد يك كتابى در تحليل خواندههاى خود بنويسد تا صاحبنظران روشنفكرى او را تاييد كنند و يا بگويند او تاريكفكر است.