دين و زندگانى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٩ - ٤ - علاقه به تربيت اخلاقى
و مردم همه در خلقت، برابراند و مؤمنان برادران همديگراند (و زنان مؤمنه خواهران همديگرند) تبعا انسان معتقد به قيامت تا حد ايثار و يا أقلا در حد اخلاص و يا در حد اعتدال در خدمت ديگران قرار مىگيرند.
٤- علاقه به تربيت اخلاقى
تذكيه باطن و از بين بردن و يا حتى تعديل هوسهاى خام و صفات حيوانى كار بسيار مشكل و حتى جهاد اكبر است، و از طرفى ديگر، ارزش انسانها بعد از ايمان به مكارم اخلاقى اوست، هم در دنيا و هم در آخرت.
و از طرف سوم، در دنياى انسانى هيچ عاملى وجود ندارد كه ضامن تربيت اخلاقى، انسانها باشد، بهجز اعتقاد به روز قيامت و ثواب و عقاب آن.[١]
[١] البته براى جمعى از جارسيدگان، اعتقاد بخداوند( ج) ضامن تحصيل مكارم اخلاقى و زدودن هوسهاى حيوانى مىگردد، ولى اكثريت دينداران در اين امر به اعتقاد به قيامت نيازمندند.
لكن اكثر مردم تنها اقرار زبانى به معاد دارند و از اع تقاد راسخ به آن محروماند و لذا زندگانى آنان بىخاصيت است.