نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٩٧٧ - ٤٦ - از نامه هاى آن حضرت عليه السّلام است به يكى از كار گردانان خود (كه در آن مداراة و خوش رفتارى با رعيّت و سختگيرى در هنگام مقتضى را باو امر مى فرمايد)
دشمن را مىبندم (مرز را به گوشتى كه نزديك گلوى شخص است و آنرا زبانك مىنامند تشبيه فرموده كه چون گرفته شود نفس قطع گردد) پس در كارى كه ترا اندوهناك سازد از خدا يارى بجو، و (با رعيّت در كارها) سختى و درشتى را با مقدارى نرمى و هموارى بياميز (تا اگر خواستى به آسانى دلش را بدست آورى بتوانى) و مداراة و مهربانى كن هنگاميكه مداراة شايستهتر باشد، و بسختى و درشتى بپرداز آنگاه كه از تو جز سختگيرى پيش نمىرود، ٢- و براى رعيّت بالت را فرود آور، و رويت را بگشا، و پهلويت را نرم كن (مهربان و هموار و خوشخو باش) و در نگريستن به گوشه چشم و خيره نگاه كردن و اشاره نمودن و درود گفتن بين ايشان يكسان رفتار كن (يكى را بر ديگرى امتياز مده) تا بزرگان در ستم كردن تو طمع و آز ننمايند (در صدد دشمنى با تو بر نيايند) و زير دستان از دادگرى تو نوميد نشوند، و درود بر شايسته آن.
(۴۷) (و من وصية له عليه السلام)
للحسن و الحسين عليهماالسلام لما ضربه ابن ملجم لعنه الله
أُوصِيكُمَا بِتَقْوَى اللَّهِ وَ أَلاَّ تَبْغِيَا الدُّنْيَا وَ إِنْ بَغَتْكُمَا وَ لاَ تَأْسَفَا عَلَى شَيْءٍ مِنْهَا زُوِيَ عَنْكُمَا وَ قُولاَ بِالْحَقِّ وَ اعْمَلاَ لِلْأَجْرِ وَ كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ وَ صَلاَحِ ذَاتِ بَيْنِكُمْ فَإِنِّي سَمِعْتُ جَدَّكُمَا - صلى الله عليه و اله - يَقُولُ صَلاَحُ ذَاتِ الْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلاَةِ وَ الصِّيَامِ اللَّهَ اللَّهَ فِي الْأَيْتَامِ فَلاَ تُغِبُّوا أَفْوَاهَهُمْ وَ لاَ يَضِيعُوا بِحَضْرَتِكُمْ وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي جِيرَانِكُمْ فَإِنَّهُمْ وَصِيَّةُ نَبِيِّكُمْ مَا زَالَ يُوصِي