نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٩٣٤ - ٣١ - از وصيّتهاى آن حضرت عليه السّلام است كه پس از مراجعت از صفّين در حاضرين (موضعى در نواحى صفّين) براى حسن ابن علىّ- عليهما السّلام- نوشته
خوارى مىرهاند) و نه در دوست متهّم (بنفاق و دوروئى، زيرا اعتماد باو نيست، چون سود خويش جويد و از زيان دوست باك نداشته باشد) زمانه را آسان گير و هموار دار مادامى كه شتر جوان زمانه رام تو است، و خود را بچيزى براى اميدوارى به بيشى آن در خطر و تباهى ميفكن (براى زياده كردن مال و دارائى حرص مزن كه بسختيها گرفتار خواهى شد) و بر حذر باش از اينكه شتر سواريت سركشى كند! (بترس از لجاج و ستيزگى كه در كار چنان گرفتارت نمايد كه نتوانى رهائى يافت) ٥٤ و وادار خود را در باره برادر (همكيش و دوست) خود بر پيوستن هنگام جدائى او، و بر مهربانى و دوستى هنگام دورى او، و بر بخشش هنگام بخل و خوددارى او، و بر نزديكى هنگام دورى نمودن او، و بر نرمى هنگام درشتى او، و بر عذر هنگام بد كارى او (خلاصه در برابر بديهاى او نيكى كن) بطوريكه مانند آن باشد كه تو او را بنده و او بر تو صاحب بخشش است، و بر حذر باش از اينكه آنچه بيان شد در غير جاى خود بكار برى (با منافق چنين رفتار كنى) يا آنها را در باره كسيكه لياقت ندارد (اوباش) بجا آورى (چون نيكى با منافق و نا اهل تخم در شورهزار افكندن است) ٥٥ با دشمن دوستت دوستى مكن كه با دوست خود دشمنى كردهاى، و براى برادر (همكيش و دوست) خود پند را خالص و بىآلايش گردان (جز رضاى خدا در اندرز باو قصدى نداشته باش) خواه (اندرز تو نزد او) نيكو باشد يا زشت، خشم را كم كم فرو بر (خود را نگاهدار) زيرا من آشاميدنى شيرينتر و گواراتر از آن در پايان نديدم، و نرم باش در برابر كسيكه با تو خشم و درشتى ميكند، زيرا (نرمى تو او را شرمنده سازد، و) زود باشد كه بتو نرمى كند (اين در صورتى است كه طرف اهل باشد و گر نه در برابر خشم او درشتى بايد) و با دشمنت احسان و نيكى كن كه آن شيرينتر از (يكى از) دو فيروزى (انتقام و بكيفر رساندن، و گذشت و نيكى كردن) است (فيروزى با نيكى شيرينتر و سودمندتر است از فيروزى انتقام، و اين انديشه اخيار و نيكان است، ولى در نظر اشرار و بدان انتقام و قتل و غارت گوارتر است) ٥٦ و اگر خواستى از برادر (همكيش و دوست) خود قطع كرده ببرى، پس جاى مقدارى از دوستيت را باقى گزار كه آن دوست بتواند بآن باز گردد اگر روزى از روزها آن دوستى براى او پيش آيد (هنگام دورى جستن يا زد و خورد با دوست هر سخنى باو مگو و هر كارى مكن، بلكه جاى آشتى باقى گذار تا در موقع پشيمانى هر يك از شما بكار آيد) و هر كه بتو گمان خير و نيكى برد گمانش را راست پندار (چون ترا نيك دانسته