نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٨٦١ - ١٥ - امام عليه السّلام هنگام برخورد به دشمن و آمادگى بجنگ (با خداوند مناجات و راز و نياز نموده و از او يارى خواسته چنين) مى گفت
الْأَبْصَارُ وَ نُقِلَتِ الْأَقْدَامُ وَ أُنْضِيَتِ الْأَبْدَانُ اللَّهُمَّ قَدْ صَرَّحَ مَكْنُونُ الشَّنَآنِ وَ جَاشَتْ مَرَاجِلُ الْأَضْغَانِ اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ غَيْبَةَ نَبِيِّنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ تَشَتُّتَ أَهْوَائِنَا (رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنٰا وَ بَيْنَ قَوْمِنٰا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفٰاتِحِينَ).
١٥ - امام عليه السّلام هنگام برخورد به دشمن و آمادگى بجنگ (با خداوند مناجات و راز و نياز نموده و از او يارى خواسته چنين) مىگفت
: ١ خدايا بسوى تو دلها (ى ما) گشوده گشته، و گردنها (مان) كشيده شده، و چشمها (مان) باز مانده، و پاها (مان) براه افتاده، و بدنها (مان) نزار گرديده است (از غير تو چشم پوشيده و در اطاعت و بندگيت از همه چيز گذشتهايم، پس ما را يارى فرما تا رضاء و خوشنودى ترا بدست آوريم).
٢ خدايا (با رفتن پيغمبرت از بين ما) دشمنى پنهان آشكار گشت، و ديگهاى كينهها به جوش آمد.
٣ خدايا از نبودن پيغمبرمان و بسيارى دشمنان و پراكندگى خواهشها و انديشههامان بتو شكايت مىكنيم (رنجش خود را از اين مردم بتو اظهار مىنماييم تا آنان را بكيفر رسانى، پس از اينرو از تو درخواست مىكنيم آنچه را كه حضرت شعيب بر اثر بد رفتارى امّت از تو درخواست نمود و گفت «در قرآن كريم س ٧ ى ٨٩ است»: رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ يعنى) پروردگار ما بين ما و دشمنانمان بحقّ حكم فرما (حقّ و راستى را بين ما نمايان ساز تا ايشان بفهمند كدام يك بر حقّ مىباشيم) و تو بهترين حكم كنندگان هستى (كه حقّ را نمايان مىسازى).
(۱۶) (و كان يقول عليه السلام)
(لأصحابه عند الحرب)