نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٠٣٤ - قسمت بيست و دوم نامه
٨٧- و بر تو واجب است كه ياد آورى آنچه را كه به پيشينيانت گذشته از حكمهايى كه بعدل و درستى دادهاند، يا روش نيكوئى بكار بردهاند، يا خبرى كه از پيغمبران- صلّى اللّه عليه و آله- نقل كردهاند، يا امر واجب در كتاب خدا را كه بپاداشتهاند، پس آنچه را ديدى كه ما در اين امور بآن رفتار نموديم پيروى ميكنى، و در پيروى آنچه در اين عهد نامه بتو سفارش كردم كوشش مىنمايى، و من باين عهد نامه حجّت خود را بر تو استوار نمودم تا هنگاميكه نفس تو به هوا و خواهش شتاب كند بهانهاى نداشته باشى، پس بجز خداى تعالى كسى هرگز از بدى نگاهدارنده و به نيكى توفيق دهنده نيست، ٨٨- و آنرا كه رسول خدا- صلّى اللّه عليه و آله- در وصيّتهايش با من عهد و سفارش فرموده ترغيب و كوشش در نماز و زكوة و مهربانى بر غلامانتان بود، و من وصيّت و سفارش آن حضرت را پايان پيمانى كه براى تو نوشتم قرار مىدهم، و (كسيرا) جنبش و توانائى نيست مگر به مشيّت و خواست خداى بلند مرتبه و بزرگوار.
وَ مِنْ هَذَا الْعَهْدِ وَ هُوَ آخِرُهُ وَ أَنَا أَسْأَلُ اللَّهَ بِسَعَةِ رَحْمَتِهِ وَ عَظِيمِ قُدْرَتِهِ عَلَى إِعْطَاءِ كُلِّ رَغْبَةٍ أَنْ يُوَفِّقَنِي وَ إِيَّاكَ لِمَا فِيهِ رِضَاهُ مِنَ الْإِقَامَةِ عَلَى الْعُذْرِ الْوَاضِحِ إِلَيْهِ وَ إِلَى خَلْقِهِ مَعَ حُسْنِ الثَّنَاءِ فِي الْعِبَادِ وَ جَمِيلِ الْأَثَرِ فِي الْبِلَادِ وَ تَمَامِ النِّعْمَةِ وَ تَضْعِيفِ الْكَرَامَةِ وَ أَنْ يَخْتِمَ لِي وَ لَكَ بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلّى اللَّه عليه و آله الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ.