نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٥٧٤ - ١٧٥ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در اندرز بمردم و فضائل قرآن كريم كه آنرا در اوائل خلافت خود فرموده)
(١٩) بندگان خدا بدانيد مؤمن در اين سال حلال ميداند آنچه را كه در سال گذشته حلال مىدانسته، و حرام ميداند آنچه را در سال پيش حرام مىشمرده (حليّت و حرمت چيزى چون از روى كتاب و سنّت نزد صاحب ايمان ثابت شد هميشه طبق آن حكم ميكند، بخلاف غير مؤمن كه بر اثر فساد عقيده به رأى و اجتهاد نادرست خود حلال و حرامى را كه در كتاب و سنّت ثابت شده تغيير مىدهد) و بدعتهائى را كه مردم احداث كردهاند (احكامى كه خلفاء بنا گذاردند مانند بيّنه و گواه خواستن ابو بكر از حضرت فاطمه- عليها السّلام در باب فدك با اينكه بيّنه با مدّعى است، و جزيه گرفتن عمر زيادتر از آنچه پيغمبر مقرّر فرموده بود، و مقدّم داشتن عثمان خواندن خطبه را بر نماز در عيد فطر و اضحى با اينكه بايد بعد از نماز خوانده شود، خلاصه اين نوع بدعتها) آنچه را بشما حرام شده است حلال نمىگرداند، بلكه حلال آنست كه خدا حلال كرده و حرام آنستكه خدا حرام فرموده، (٢٠) و كارها را بر اثر تجربه و آزمايش محكم و استوار نمودهايد (انديشه بكار برديد تا نيك از بد و حقّ از باطل بشما آشكار گرديد) و به پيشينيان پند داده شديد (خداوند سبحان در قرآن كريم فرموده كه نيكوكاران سعادتمند و بدكاران بعذاب گرفتار شدند) و براى شما مثلها زده شده (در قرآن كريم براى امتياز حقّ از باطل مثلها بيان گرديده) و بسوى امر روشن (دين اسلام كه درستى آن بر همه آشكار است) دعوت شديد، پس كر نمىماند از آن (گوش نمىبندد) مگر كسيكه (گوش دل او) كر باشد، و كور نمىماند از آن (چشم بر هم نمىنهد) مگر كسيكه (چشم دلش) كور باشد!! (٢١) و كسيرا كه خدا بسبب گرفتارى و آزمايش در امور نفع نرسانيده به موعظه و پند سود نبرده است (زيرا تأثير بلاء و آزمايش در امور محسوسه از تأثير پند و اندرز بيشتر است) و او را از جلو رويش (پياپى) نقصان و زيان برسد تا اينكه (بر اثر فزونى نادانى و گمراهيش) منكر و زشت را معروف و معروف و پسنديده را منكر شناسد، (٢٢) و مردم دو دستهاند (اوّل:) كسيكه پيرو شريعت است (گفتار و كردارش طبق كتاب و سنّت مىباشد) و (دوّم:) آنكه احداث كننده بدعت مىباشد كه (پيرو نفس امّاره و شيطان است، و) نيست با او از خداوند دليل آشكار نه از سنّت (پيغمبر اكرم) و نه از قرآن كريم، و خداوند سبحان هيچكس (از پيروان پيغمبران پيشين) را پند نداد به (پندى) مانند اين قرآن (زيرا منظور از پند و اندرزها سوق مردم است بطرف حقّ و ارشاد براه سعادت و نيكبختى و قرآن براى رسيدن باين مقصود جامع است و اين خود بزرگترين لطف حقّ تعالى است نسبت بمسلمين) كه ريسمان محكم و استوار خدا است