نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٤٣١ - ١٤١ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در نهى از شنيدن غيبت و اينكه نبايد به گفتار بد گو گوش فرا داد)
فسئل عليه السلام عن معنى قوله هذا فجمع أصابعه و وضعها بين أذنه و عينه ثم قال الْبَاطِلُ أَنْ تَقُولَ سَمِعْتُ وَ الْحَقُّ أَنْ تَقُولَ رَأَيْتُ.
١٤١ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در نهى از شنيدن غيبت و اينكه نبايد به گفتار بد گو گوش فرا داد):
(١) اى مردم، هر كه برادر (هم كيش) خود را شناخت و دانست كه در دين (اعتقادات) محكم و استوار است و در گفتار و كردار در راه راست قدم مىنهد، نبايد گفتار (بد گوئى) مردم را در باره او گوش بدهد، (٢) آگاه باشيد (اثر زيان كلام از زيان تير سختتر و بيشتر است، زيرا) گاهى تير انداز تير مىاندازد و تيرها بخطاء مىرود، و (ليكن) كلام بىاثر نمىماند (اگر چه دروغ باشد) و باطل و نادرست آن (اگر چه) از بين مىرود، و (ليكن گناه آن از براى گوينده باقى و برقرار است، زيرا) خداوند (گفتار را) شنوا و گواه است. (٣) آگاه باشيد ميان حقّ و باطل (فاصلهاى) نيست مگر (بقدر) چهار انگشت.
معنى اين فرمايش را از امام عليه السّلام پرسيدند، حضرت (در پاسخ) انگشتهاى خود را بهم چسبانده بين گوش و چشمش نهاد، پس از آن فرمود: (٤) باطل و نادرست آنست كه بگوئى شنيدم، و حقّ و درست آنست كه بگوئى ديدم (بنا بر اين مؤمن نبايد در عيب همكيشان به گفتار شخص فاسق و مردم بد گو اگر چه راست بگويند اعتماد نموده بمجرّد شنيدن پيش از ديدن زبان به افشاء آن گشايد).
(۱۴۲) (و من كلام له عليه السلام)
وَ لَيْسَ لِوَاضِعِ الْمَعْرُوفِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ وَ عِنْدَ غَيْرِ أَهْلِهِ مِنَ الْحَظِّ فِيمَا أَتَى إِلاَّ مَحْمَدَةُ اللِّئَامِ وَ ثَنَاءُ الْأَشْرَارِ وَ مَقَالَةُ الْجُهَّال