دانشمندان و بزرگان اصفهان - مصلح الدین مهدوی - الصفحة ٦٧١ - سراجا نقّاش
خواهر زاده ترابا خطاط و خوش نویس است. در بدو حال نقاشی می کرده، ترک آن کرده، در مقام قناعت و صلاح بوده، کمال پرهیز داشت، و عبادت بسیار می کرد. [١]
گاهی شعر می گفت، از اوست:
از آن درفش فریدون گرفت عالم را *** که پیش دامن آهنگیر صفاهان است
مراد از ترابا: میرزا ابوتراب خطاط مذکور در کتاب حاضر می باشد.
از اشعار ترابا است:
دلم بی خدنگت حضوری ندارد *** که شب خانه بی شمع نوری ندارد
مشو در هم از خاطرم را شکستی *** قصوری ندارد قصوری ندارد
در تذکره نصر آبادی (:١٣٩) به نام سرا جای دیگری اشاره می شود، و شاید هر دو یک نفر باشند. گوید:
نامش: محمد قاسم، در فنّ نقاشی زرنشان به مرتبه ای است که رخسار زر افشان سیم و شان را در عرق شرم دارد، و از اثر تردستیش از ابر تصویر، گوهر می بارد. گاهی شعر می گوید، از اوست:
پایه عرش به دوش دل آگاه علی است *** به سر دوش محمد که قدمگاه علی است
[١] تذکره نصرآبادی: ٣٩٤.