دانشمندان و بزرگان اصفهان - مصلح الدین مهدوی - الصفحة ١٠٢٢ - اشاره
سالی به تحصیل علوم از فقه و اصول و ادب رغبت نموده، در نجف به درس صاحب «جواهر» حاضر شده، و در خدمت میرزای سکوت وارد مراحل عرفان گردیده، چندین سال به سیر در آفاق و انفس پرداخته، و ممالک عراق و هند و پاکستان را سیاحت نموده، سرانجام در اصفهان رحل اقامت افکنده، در نزد عموم طبقات از علما و عرفا و شعرا و دیگران معزّز و محترم بوده. [١]
دیوان اشعارش به نام «شکرستان» به همّت اولادش به طبع رسیده.
از اشعار اوست:
ما را نه غم جنّت و نه حسرت حوراست *** با دوست خیال دگری عین قصور است
بی روی تو گر صبر ندارم عجبی نیست *** دارم عجب از آن که تو را دید و صبور است
وی را پنج پسر و سه دختر بوده، و اولاد و اعقاب او در طهران و اصفهان ساکن، و عموماً اهل فضل و کمال و شعر و ادب می باشند، و همگی به مناسبت تخلّص جدّشان به همائی معروفند.
سه نفر از پسرانش که اهل علم و ادب بوده اند عبارتند از:
١- میرزا ابوالقاسم محمّد نصیر متخلّص به «طرب».
٢- میرزا محمّد حسین ملک الشعراء متخلّص به «عنقا».
٣- میرزا محمّد سها، شاعر ادیب عارف پیشه، متوفی در ٢٣ ماه صفر
[١] مقدمه دیوان طرب: ٢٣٦.