صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٣ - سازش ناپذيرى ملت
گفت: آقا صبر كنيد، [گفتند:] خير نمىشود، قرآن، الحكم للَّه، نمىشود، نمىشود، نمىشود. مىخواستند بكشند حضرت امير را همين اصحاب، اين خوارجْ اصحاب حضرت بودند؛ انصار حضرت بودند. آنها حيله كردند؛ قرآن را بالاى نيزهها كردند كه «الْحَكَمُ بَيننا وَ بَينكمْ كتابُ اللَّه؛ الْحَكَمُ كتابُ اللَّه». [١] حضرت [پيغام] فرستاد به اصحابش كه جنگ مىكردند كه آقا برگرديد. گفت: آقا مهلت بدهيد يك ساعت ديگر مانده. حضرت فرمود: مىكشند اينها مرا؛ ريختهاند دورم؛ شمشيرها كشيدهاند؛ اگر نياييد مىكشند. با قرآن، اسلام را شكست دادند.
توطئه شكست اسلام به اسم «دانشگاه اسلامى»
.
ر مىشود با دانشگاه اسلامى، اسلام را شكست داد. مگر ما مىگذاريم شما «دانشگاه اسلامى» درست كنيد. ما تفسيق مىكنيم آنكه وارد بشود در آن دانشگاه؛ بين ملت از بين خواهد رفت. مگر اينها مىتوانند كه اسلام و مسلمين و علماى اسلام را تحت وزارت فرهنگ قرار بدهند؟ غلط مىكند آن وزارت فرهنگى كه دخالت در امر ديانت و اسلام مىكند. مگر ما مىگذاريم اين مطالب بشود. مگر خمينى بميرد؛ نعوذ باللَّه مراجع اسلام هم خداى نخواسته، از بين بروند. وقتى رفتيم ما ديگر تكليفى نداريم، لكن ملت اسلام هست؛ ملت اسلام باز زنده است؛ الآن زندگى [را] از سر گرفته است، «بارَك اللَّهُ فيكم»! [٢]
سازش ناپذيرى ملت
ملت اسلام ديگر بيدار شد؛ ديگر نمىنشيند؛ اگر من هم برگردم ملت اسلام برنمىگردد. اشتباه نكنيد، اگر خمينى هم با شما سازش كند ملت اسلام با شما سازش نمىكند. اشتباه نكنيد، ما به همان سنگرى كه بوديم، هستيم. با تمام تصويبنامههاى مخالف اسلام كه گذشته است، مخالفيم؛ با تمام زورگوييها مخالفيم؛ با تمام فشارهايى كه
[١] حَكمْ ميان ما و شما كتاب خداست، حَكمْ كتاب خداست.
[٢] خداوند در ميان شما بركت قرار دهد.